پاسخ : صندوقچه پریشانی من... لزومی ندارد من همانی باشم که تو فکر میکنی... من همانی ام که حتی فکرش را هم نمیتوانی بکنی!
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... . . . . . . . آدم ها لالت ميكنند بعد هم ميپرسند چرا حرف نميزنى؟ اين خنده دار ترين نمايشنامه ى دنيا بود... . . . . :-|
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... قبل از اشكش ، تو از چشمانش مي افتي بعد كمي بغضش را قورت مي دهد چند قطره اشك مي ريزد سيگارش را روشن مي كند ناگهان ، آرام ، بي صدا با سيگارش قيد همه چيز را مي زند اين هـــا خاصيتــ يكـــــــــ مـــــــرد استــــــــ .........................................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... . . . . . . . هر انسانی یکـــــــــ بار برای رسیدن به یک نفر دیــــــــر میکنـــــــــــــد و پـــــــــس از آنـــــــــــــ برای رسیدن به کَسان دیگـــــــــــــــــــــــــــــــــر، عجلــــــــــهای نمیکند!
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... كسي چه ميداند من امروز چند بار فرو ريختم، چند بار دلتنگ شدم، از ديدن كسي كه فقط پيراهنش شبيه تو بود، گاهي اوقات حسرت تكرار يك لحظه ديوانه كننده ترين حس دنياست...................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... مهم نيست عــمـــر "كــوتـــاه" باشيد ، يا "بـــلـــنـــد"! مهم ، نفس هاي داداش مجید مه ك با اون "كــوتــاه" و بي اون "بــــلـــنــد" كشيده ميشه!!
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... آنروز تازه فهمیدم در چه بلندایی آشیانه داشتم وقتی از چشمهایت افتادم هنوز دست و پای دلم درد می کند … چقدر شکستن سخت است ! وقتی تو داری نگاه می کنی …
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... درد دارد... وقتى ساعت ها مينشينى و به حرف هايى كه هيچ وقت قرار نيست بگويى فكر مى كنى!
پاسخ : صندوقچه پریشانی من... مرا ببخش که آسمان تو به جای ابر به جای ستاره به جای باران موشک دارد... مرا ببخش که جای شانه لای موهایت ترکش نشسته است... مرا ببخش که جای لالایی شبانه گوش هایت از هق هق مادر پر است... . . . . . . . . . . . _ _ _ _ _ ______________ _ _ _ _ _ [h=3]MAke art not wAR _ _ _ _ _ ______________ _ _ _ _ _[/h]