منتظرت می مانم... هم از آن پیش...که شمارشِ بی حسابِ روز، هم از آن پیش...که چند و چونِ هنوز. منتظرت می مانم... می مانم تا آفتاب از مغربِ معجزه برآید وُ تکلم حیرت از حلولِ درخت.
اندوه که از حد بگذرد، جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مزمن،دیگر مهم نیست بودن یا نبودن،دوست داشتن یا نداشتن،آنچه اهمیت دارد یک کشداری رخوتناک حسی است که دیگر تو را به واکنش نمیکشاند و در آن لحظه در سکوت فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی.
بعضی وقتا ادم خودش دوست داره از حال بد بیاد بیرون برای همین دنبال یه بهونه یا نشونهس،اما هرچقدر دور و برش رو میگرده ، به آمال و آرزوهاش نگاه میکنه، چیزی توجهش روجلب نمیکنه .. بعضی وقتا ادم یه همدم یه کسی که واقعا بشناستش و بشه حرفاش رو باور کرد، میخواد.. که بهش روزای خوبش رو، روزای سختش رو یاداوری کنه و بگه هنوزم میشه کاری کرد یا بگه من هستم تا تهش هرچیم که بشه ،حتی اگه دروغم بگه ،بازم باورش قشنگه.. بعضی وقتا ادم به ته ته تنهایی میرسه و میبینه حتی با خودشم غریبست،حتی دیگه خودشم نمیشناسه؛اون موقع شاید یه معجزه ای رخ بده از اون ناخوداگاه وجودیمون که مارو دوباره به زندگی برگردونه ...اما اینکه کی اون جرقه زده میشه مشخص نیست و این یعنی تو داری تو یه برزخی دست و پا میزنی و هر لحظه بیشتر تو باتلاق فرو میری ، بعضی وقتا ادم حتی حوصله خودشم نداره ، چه برسه به اطرافیانش .. بعضی وقتا سرگردونی ،پریشونی نمیدونی چیکار کنی که حال دلت خوب بشه اینطور موقع ها یه اتفاق غیر منتظرست که میچسبه و حالت رو یکم بهتر میکنه .. بعضی وقتا با اینکه همه اینارو میدونی ودلت چیز دیگه ای میگه اما تنهایی رو به ادمای اشتباه ترجیح میدی ،بعضی وقتا این بعضی وقتا ها میشه کل عمرمون ..
غمگینترین حالتم را زمانی یافتم که دلتنگ بودم اما قدرت عقلم پیشی گرفته بود از هرچه قدرت است در جهان، عقلم به هیبت انسانی درآمده بود، جلویم را گرفته بود که هیچ کار اشتباهی نکنم، هیچ دری را برای بازگشت رفتگان باز نکنم، پشت تمام در و پنجرهها را قفلی بیاندازم و بنشینم تا صدایشان کم کم بی رنگ شود، تا تمام و کمال بروند. دلم شکسته بود، دلم تنگ بود، دلم میدوید درها و پنجرهها را باز کند، عقل اما مشت میکوبید بر دهان تمام خواستهها...
اشكش را در مياوريد ، مينشينيد تا ديگران ارامش كنند سرغرورتان ميمانيد و هرگز "معذرت ميخوام"ي را به زبان نمياوريد! اخرش هم ميگوييد نميدانم چرا رفت!؟ و جواب "چرا رفتن ها" گاهي تنها در رفتار هاي اشتباه خودتان است! نیلوفر رضایی