اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد
سینه ام دکان عطاری است دردت چیست؟ شنبلیله، رازیانه، شاهی و گشنیز هل و آویشن، نبیذِ سرخِ شور انگیز ... سینه ام دکان عطاری است دردت چیست؟ تو اگر جسمت بهاران است اما جان تو پاییز ! عازم مسجد سلیمانی و لیکن می رسی تبریز عاشقی تو عاشقی تو من برای عاشقِ بی کس ! برای عاشق بی چیز راه رفتن گریه کردن زیر باران می کنم تجویز ....
یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش ور من غمخوار را غمخوار نبود گو مباش ما چنین بیمار و او از درد ما فارغ ولی گر طبیبی را غم از بیمار نبود گو مباش
روی در روی و نگه بر نگه و چشم به چشم حرف ما و تو چه محتاج زبانست امروز شرح رازی که میان من و او خواهد بود بیش از حوصلهٔ نطق و بیانست امروز
چنین که همت ما را بلند ساخته اند عجب که مطلب ما در جهان شود پیدا اگر تو آینه سینه را دهی پرواز هزار طوطی شیرین زبان شود پیدا کدام نوش که در وی نهفته نیشی نیست؟ نفاق بیشتر از دوستان شود پیدا