[IMG] خانه ام ابری است یک سره رویِ زمین ابری است با آن ...
[IMG] گفت : منتظرم باش می آیم من منتظر نماندم تو هم نیامدی چیزی مثلِ مرگ اما کسی نمُرد ...
[IMG] زمستان بال گسترده است گنجشکان و من پشتِ تمامِ پنجره ها تو را می جوییم ...
تو دلتنگی بلدی ؟
خیالِ مرا شانه می کنی ؟ پریشان است ...
[IMG] دیر کن اما بیا فقط وقتی که آمدی مرا بردار و برو من از نرسیدن ها لبریزم ...
اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران ها را تماشا کند و اگر اصرار کرد بگویید برایِ دیدنِ طوفان ها رفته است و اگر باز هم سماجت کرد بگویید رفته...
من اگر مُرده بودم شاید ، او می گریست اما اگر او گریه می کرد ، من می مُردم ...
[IMG] قفس قفس این قفس این قفس... پرنده در خوابش از یاد می بَرَد من اما در خواب می بینمش ، که خود به بیداری نقشی به کمالم از قفس ...
احساس می کنم کسی که نیست کسی که هست را از پا در می آورد ...
نیستی و حالم به آهویی می ماند که جنگل از آن فرار کرده باشد ...
ای دل اگرت طاقتِ غم نیست برو آواره ی عشق چون تو کم نیست برو ای جان تو بیااگر نخواهی ترسید ور می ترسی کارِ تو هم نیست برو
[IMG] رفتنت آنقدرها که فکر می کنی فاجعه نیست مثلِ بید های مجنون ایستاده می میرم ! ...
شبِ بی مهتابم روزِ بی آفتابم ای درِ بسته شده ! از همه خسته شده ! " دلِ افسرده من ! پشتِ پا خورده من " ای شکسته تن سبو ! سکّه ی بی پشت و رو!...
تو عاشقانه ترین رودِ سرزمینِ منی که هیچ وقت به دریای من نمی ریزی...
[IMG] دیگر نه ترانه حریفِ دلتنگی ام می شود نه گریه های تنهایی نمی آیی ؟
من مهربان ندارم نا مهربانِ من کو ...!
بی آن که دیده ببیند در باغ احساس می توان کرد در طرح پیچ پیچ مخالف سرای باد یأس موقرانه برگی که بی شتاب بر خاک می نشیند بر شیشه پنجره آشوب...
وای بر حالِ دلِ من که بی اعتنا بر مرزهای جغرافیا چونان بادهای کولی خانه اش حوالیِ نفس های توست !
آخر ای سرو روان ، بر ماگذر کن یک زمان آخر ای آرامِ جان ، در ما نظر کن یک نظر
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.