1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    Dismiss Notice

گلچین اشعار زیبا

Discussion in 'اشعار' started by Mohammad, Nov 18, 2010.

  1. داره راه میوفته!

    Joined:
    Jan 18, 2015
    Messages:
    33
    Likes Received:
    134
    Trophy Points:
    33
    Gender:
    Male
    Occupation:
    حسابرس
    دل آدما،شیشه نیست که روی آن " هــــــا " کنیمبعد با انگـــشت قــــلب بکشیم ووایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم و کیـــــف کنیم !!!رو شیشه نـــازک دل آدمـــا اگـــه قلبـــــــــی کشیدیباید مــــــــردونه پـــــــاش وایســــتی ....
     
  2. داره خودمونی میشه!

    Joined:
    Dec 25, 2014
    Messages:
    75
    Likes Received:
    757
    Trophy Points:
    83
    Gender:
    Female

    من میگم اگه میخوندم
    واسه خاطر دلت بود
    تو میگی طلوع من باش
    خیلی زوده واسه بدرود..

    .


    .
    من میگم خسته شدم از
    شب و دلتنگی و غربت
    تو میگی زندگی اینه
    درد تو درد محبت

    .

    من میگم بهای این عشق
    واسه من ترک وطن بود
    تو میگی صدات همیشه
    متن خاطرات من بود
    توی نامه گفته بودی
    مثل باد بی سرزمینی
    دنبال خودت میگردی
    خواب بارونو میبینی

    به پرنده ی مهاجر
    الکی بگو که خوبه
    نگو طفلی شوق پرواز
    یه حکایت دروغه

     
  3. داره خودمونی میشه!

    Joined:
    Dec 25, 2014
    Messages:
    75
    Likes Received:
    757
    Trophy Points:
    83
    Gender:
    Female

    از جدا شدن نوشتی
    رو تن زخمی هر برگ
    گریه کردم و نوشتم
    نازنیم یا تو یا مرگ
    به تو گفتم باورم کن
    میون این همه دیوار
    تو با خنده ای نوشتی
    همقفس خدانگهدار
    بنویس مهلت موندن یه نفس بود
    سهم من از همه دنیایه قفس بود
    بنویس که خیلی وقته
    واسه تو گریه نکردم
    سر رو شونه هات نذاشتم
    مث دستات سرد سردم
    من که تو بن بست غربت
    زخمی از آوار پاییز
    فکر چشمای تو بودم
    با دلی از گریه لبریز
    شب عاشقونه ی من که حروم شد
    مهلت بودن با تو که تموم شد
    ندونستم باید از تو می گذشتم
    وقتی از غربت چشمات می نوشتم
    بنویس مهلت موندن یه نفس بود
    سهم من از همه دنیا یه قفس بود
    بنویس که خیلی وقته
    واسه تو گریه نکردم
    سر رو شونه هات نذاشتم
    مث دستات سرد سردم
     
  4. عضو جدید

    Joined:
    Jan 23, 2015
    Messages:
    2
    Likes Received:
    13
    Trophy Points:
    3
    همه جا قفس می فروشند !
    حتی در استانبول
    بین اتاقم و میدان تقسیم
    میله ها ایستاده اند
    نمی توانم خوشبخت باشم
    و بهانه های کوچک
    رویای مرا
    خراب می کنند ..
     
  5. عضو جدید

    Joined:
    Jan 23, 2015
    Messages:
    2
    Likes Received:
    13
    Trophy Points:
    3
    خدایا! دلم را

    که هر شب نفس می کشد در هوایت


    اگرچه شکسته


    شبی می فرستم برایت
     
  6. داره خودمونی میشه!

    Joined:
    Dec 25, 2014
    Messages:
    75
    Likes Received:
    757
    Trophy Points:
    83
    Gender:
    Female

    بوسه باد خزونی،با هزار نامهربونی،

    زیر گوش برگ تنها،

    میگه طعمه خزونی...!

    برگ سبز و تر و تازه،رنگ سبزشُ می بازه،

    غرق بوسه های باد و

    وحشت روزای تازه

    می کَنه دل از درخت و،میشه آواره کوچه

    کوچه ای که یادگارِ

    روزای رفته و پوچه...

    می شینه گوشة کوچه، چشم به آسمون می دوزه

    می کُنه یاد گذشته،

    دلش از غصه می سوزه...

    یاد باد...!

    یادِ گذشته شاد باد!

    این دلِ زرد و تهی،

    در حسرتِ دیدار باد...!

    یادِ روزایی که کوچه،زیر سایه تنم بود،

    مهربون درختِ عاشق، مستِ عطر نفسم بود

    سهمِ من از بوسه باد،

    چی بگم ای داد و بیداد!

    همه زردی و تباهی،

    مُردن و رفتن از یاد...
     
  7. داره خودمونی میشه!

    Joined:
    Dec 25, 2014
    Messages:
    75
    Likes Received:
    757
    Trophy Points:
    83
    Gender:
    Female

    من میگم منو شکستن
    چشم فانوسم و بستن

    تو میگی خدا بزرگه
    ماهو میده به شب من
    من میگم اخه دلم بود
    اونکه افتاده به خاکه
    تو میگی سرت سلامت
    اینه ها زلال و پاکه
    اینه ها زلال و پاکه
    اینکه فاصله ها رو
    نمیشه با گریه پر کرد
    یکیمون بهار سرخوش
    یکیمون پاییزه پر درد
    من میگم فاصله مرگه
    بین دستای تو تا من
    تو میگی زندگی اینه
    حاصل عشق تو با من
    من میگم حالا بسوزم
    یا که با غصه بسازم
    تو میگی فرقی نداره
    من که چیزی نمیبازم
    من میگم اینجا رو باختی
    عمری که رفته نمیاد
    تو میگی قصه همین بود
    تو یک برگی توی این باد
     
  8. کاربر فعال

    Joined:
    Jan 22, 2015
    Messages:
    219
    Likes Received:
    306
    Trophy Points:
    63
    Gender:
    Male
    Occupation:
    لوازم خانگی
    این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟
    شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟

    پرده دانان طریقت در صبوری سوختند
    این صدای ناموافق زخمه ی تنبور کیست؟

    شیخ بازیگوش ما از بس مرید خویش بود
    عطسه ای فرمود و گفت این جمله ی مشهور کیست!

    پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست
    راستی در پشت این دستورها دستور کیست؟

    آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند
    رنگ پیراهان اینان وصله ی ناجور کیست؟

    دست این پاسور بازان هر که دل را داد باخت
    دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟

    دین و دل دادند یارانم در این شرب الیهود
    شیخ ما در باده گم شد ، مست ما مستور کیست؟

    این که خضرش خوانده اید، اسکندر مقدونی است
    این که دریایش لقب دادید چشم شور کیست؟

    این که بر آن گوش خود بستید، صور محشر است
    این که شیطان می دمد دائم در آن شیپور کیست؟

    آن که می زد روز و شب پیوسته لاف اختیار
    این زمان ترس از که دارد؟ این زمان مجبور کیست؟

    بعد طوفان جز کفی در کیسه ی امواج نیست
    شاه ماهی های این دریا ببین در تور کیست!
     
  9. داره خودمونی میشه!

    Joined:
    Dec 25, 2014
    Messages:
    75
    Likes Received:
    757
    Trophy Points:
    83
    Gender:
    Female
    کاش چون پاییز بودم

    کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.

    برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,

    آفتاب دیدگانم سرد می شد,

    آسمان سینه ام پر درد می شد

    ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد

    اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.


    وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,

    وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,

    شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی

    در کنارم قلب عاشق شعله می زد,

    در شرار آتش دردی نهانی.

    نغمه ی من ...

    همچو آواری نسیم پر شکسته

    عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.


    پیش رویم :

    چهره تلخ زمستان جوانی

    پشت سر :

    آشوب تابستان عشقی ناگهانی

    سینه ام :

    منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.


    کاش چون پاییز بودم
     
  10. داره خودمونی میشه!

    Joined:
    Dec 25, 2014
    Messages:
    75
    Likes Received:
    757
    Trophy Points:
    83
    Gender:
    Female
    من سکوت خویش را گم کرده ام !

    لاجرم در این هیاهو گم شدم

    من که خود افسانه می پرداختم

    عاقبت افسانه مردم شدم !


    ای سکوت ای مادر فریادها

    ساز جانم ازتو پر آوازه بود

    تا در آغوش تو راهی داشتم

    چون شراب کهنه شعرم تازه بود.


    در پناهت برگ وبار من شکفت

    تومرابردی به شهریادها

    من ندیدم خوش تر از جادوی تو

    ای سکوت ای مادر فریادها!


    گم شدم در این هیاهو گم شدم

    توکجائی تا بگیری داد من؟

    گرسکوت خویش را می داشتم

    زندگی پر بود از فریاد من !