صد حرف و یک جواب....مهم نیست... بگذریم خوابت شده عذاب؟ ....مهم نیست... بگذریم سنگین شده تمام دل من قبول کن رفت آن زمان ناب....مهم نیست......
قــاصدک هــم به مــارسیــد،خــبرش یــادش رفــت.. [IMG]
سهم من از تو چه بوده غیر آزار؟ تو نتونستی بفهمی که وفا خریدنی نیست...
قمار بی برنده ایست ، بازی تلخ زندگی چه برده و چه باخته ، از این قمار خسته ام
دلم نمی تپد چرا ، به شوق این همه صدا من از عذاب کوه بغض ، به کوله بار خسته ام همیشه من دویده ام ، به سوی مسلخ غبار از آنکه گم نمی شوم...
محبس خویشتن منم ، از این حصار خسته ام من همه تن انا اللحقم ، کجاست دار ، خسته ام زمین دیار غربت است ، از این دیار خسته ام کشیده سرنوشت...
سکــــوت ... رســا تــرین فــریــاد یک " زن " است ... وقتی سکوت میکند ......
گاهـی آدَم مـیمانـَد بِین بودَن یا نَبودنــــ ...! به رَفتَنــــ که فـــِکـر مـی کُنــی ، اِتـفـاقـی مـی اُفتَد کـه مُنصَـرف می شَوی …...
خداوندا تو میدانی... منم ، دلتنگ دلتنگم منم ، یک شعر بیرنگم منم ، دل رفتـه از چنگم منم ، یک دل که از سنگم منم ، آواز طولانی منم ، شبهای بارانی منم...
مرا از شعرهایم می شناسی مرا از غصه هایم می شناسی اگریک شب به بالینم بیایی مرا از ناله هایم می شناسی تورا از چشمهایت می شناسم تورا...
بی نیاز از هر نیازی بی خبر از حیله ســـــــازی با گناه پاکبازی باختم در هر قماری!!!!!
بعد از تو محبّت از که تعلیم کنم ؟ وآن مِهــر ِ تو را چگونه ترسیم کنم ؟ من مانده ام و جهان ِ تنهایی ِ من ! ای مام ، غم ِ تو با که تقسیم کنم؟
دوباره تکرار می کنم تلخی های مکرری را که دست بردار لحظه هایم نیستند ... تقدیر نوشته هایی که گویی تلاش برای تغییر دادنشان هم احمقانه است ......
دلتنگـی نه با قـلـم نوشتـه می شود، نه با دکمـه های سـرد کیبـورد ... دلتنگـی را با اشـک می نویسنـد ... دلتنگم ... فقط همین ...
میان کوچه می پیچد صدای پای دلتنگی به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنــگی چنان وامانده ام در خود که از من می گریزد غم منم...
در چشمانم غصه هایم را پنهان می کنم در دلم ، دلتنگی ام را در سکوتم ، حرفهای نگفته ام را در لبخندم ، غصه هایم را دل من چه خردسال...
غم دل هست فراوان خدایا چه کنم؟ دیده و دل همه گریان خدایا چه کنم؟ تا به کی تاب و تحمل ،تا به کی در خود شکستن سوختم ..........خدایا چه کنم؟...
ديدي حديث عشق و جنونت فسانه بود؟ ديدي عاشقانه هايت فقط يک ترانه بود؟ ديدي عشق پاک من برايت بهانه بود؟ ديدي هرگز ترا نشناختم؟؟؟؟ همه چيز را در...
باران گفت : (( بغض انتظارت را بشکن )) !من گفتم : (( تنها بهانه ی بودن من است.)) گفت : (( او نمی آید.)) ! گفتم : (( من منتظر می مانم.))...
تنها خزیده به کنجی خواهم بود ، ارام و خاموش... ارام تر از ارامش پس از طوفان... بی صدا تر از ابی راکد.. و صدها سخن مانده در دل ... و...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.