1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏16/2/18
    ارسال ها:
    578
    تشکر شده:
    2,129
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    یک روز،
    بر گونه ی این سرزمین،
    یک بوسه و بالای سرش،
    یک یادداشت می گذارم
    و می روم:

    "آنچنان زیبا و غمگین خوابیده ای که دلم نیامد بیدارت کنم".
     
    آخرین ویرایش: ‏5/5/18
    ( SH. A)، Roshana.، мσσηღ و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. «بدان پروانه می‌مانم که افتد در چراغانی»
    سرم گرم است و سرگرمم به این در شعله گردیدن...
     
    Roshana. و بـانـو از این پست تشکر کرده اند.
  3. ‏به هر غزل که ستایم تو را ز پرده شعر
    ‏دلم ز پرده ستاید هزار چندانت ...!

     
    ℳάђჯãβ، Soren.، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/18
    ارسال ها:
    345
    تشکر شده:
    1,868
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    لبانت
    به ظرافتِ شعر
    شهوانی‌ترینِ بوسه‌ها را به شرمی چنان مبدل می‌کند
    که جاندارِ غارنشین از آن سود می‌جوید
    تا به صورتِ انسان درآید.

    و گونه‌هایت
    با دو شیارِ مورّب،
    که غرورِ تو را هدایت می‌کنند و
    سرنوشتِ مرا
    که شب را تحمل کرده‌ام
    بی‌آنکه به انتظارِ صبح
    مسلح بوده باشم،
    و بکارتی سربلند را
    از روسبی‌خانه‌های دادوستد
    سربه‌مُهر بازآورده‌ام.

    هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست که من به زندگی نشستم!



    و چشمانت رازِ آتش است.

    و عشقت پیروزیِ آدمی‌ست
    هنگامی که به جنگِ تقدیر می‌شتابد.

    و آغوشت
    اندک جایی برای زیستن
    اندک جایی برای مردن
    و گریزِ از شهر
    که با هزار انگشت
    به وقاحت
    پاکیِ آسمان را متهم می‌کند.



    کوه با نخستین سنگ‌ها آغاز می‌شود
    و انسان با نخستین درد.

    در من زندانیِ ستمگری بود
    که به آوازِ زنجیرش خو نمی‌کرد ــ
    من با نخستین نگاهِ تو آغاز شدم.

    احمد شاملو
     
    m naizar از این پست تشکر کرده است.
  5. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن

    حقیقتی تلخ ...@};-
     
    بـانـو از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏30/4/17
    ارسال ها:
    2,131
    تشکر شده:
    17,569
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    دست های ما کوتاه بود
    و خرماها بر نخیل،
    ما دستهای خود را بریدیم
    و به سوی خرماها پرتاب کردیم
    خرما فراوان بر زمین ریخت
    ولی ما دیگر دست نداشتیم...

    "کیومرث منشی‌زاده"
     
    بـانـو از این پست تشکر کرده است.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏19/2/18
    ارسال ها:
    1,519
    تشکر شده:
    1,356
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    خیلی دلتنگت شده ام

    اما نمی دانم

    خیلی را چگونه بنویسم
    که "خیـــلی" خوانده شود!
     
    بـانـو از این پست تشکر کرده است.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏19/2/18
    ارسال ها:
    1,519
    تشکر شده:
    1,356
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    ببین...

    گوش کن

    فرقی نمی کنه من و تو متولد کدوم برج سالیم...

    مهم اینه که...

    اگه تو نباشی...

    من همیشه برج زهرمارم...
     
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏19/2/18
    ارسال ها:
    1,519
    تشکر شده:
    1,356
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    بیا باهم
    رفت و آمد نکنیم...
    مثلا
    وقتی می آیی
    نرو
    ...
     
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏19/2/18
    ارسال ها:
    1,519
    تشکر شده:
    1,356
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    پـسری باخانوادش دعواش شدو از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یکماه موند...

    بعد از یک ماه دختری روسرکوچه میبینه و بهش تیکه میندازه

    یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!!

    میگه نه!!

    میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی . ...

    عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش ؛ رفیقش داشت مشروب میخورد

    به رفیقیش میگه : ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمی دونستم خواهرتو بود !

    دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد ,خوابید

    ولی خواهرمو نشناخت