دو چیز بهترین اند : زیستن از سر شوق و خندیدن از ته دل امیدوارم هر دو مال شما باشد ـ ـ ـــــ ـ ـــــــــ ـ ـــــ ـ ـ
بهترین آدمها زندگے همانهایـے هستند که وقتے کنارشان میشینے چایـےات سرد مےشود و دلت گرم ـ ـ ـــــ ـ ـــــــــ ـ ـــــ ـ ـ
گاهے کودک باش جدی بودن را فراموش کن کودکان آرامش بیشتری دارند بزرگتر که مےشوی زیباتر سخن مےگویـے ولے احساس و طراوتت را از دست مےدهے کودک بـودن کوچک بودن نیست لـذت بـردن اسـت ـ ـ ـ ـــــ ـ ـــــ ـ ـــــ ـ ـ ـ زیـبـاتَـریـنـ هُـنَـر آدَمـے اَنـدیـشِـهی زیـبـاسـتـ ツ
"اگه نتونم" مال وقتیه که راه دیگهای هم باشه وقتے هیچ راهے نیست فقط باید بگے "مےتونم" ـ ـ ـــــ ـ ـــــــــ ـ ـــــ ـ ـ
دوستان واقعے تو تو را آنگونه که هستے دوست دارند دشمنان واقعے تو تو را آنگونه که هستند ـ ـ ـــــ ـ ـــــــــ ـ ـــــ ـ ـ
فقط يک نفر را مےشناسم که معقول و سنجیده رفتار مےکند او خیاط من است زيرا هر بار که مرا مےبیند از نو اندازهگیری مےکند بقیه به معیارها و عقايد كهنه خود درباره من پـایبند هستند ـ ـ ـــــ ـ ـــــــــ ـ ـــــ ـ ـ
از کنایهها نرنج این مردم کارشان نیش زدن است عمریست به هوای بارانے مےگویند : خراب ـ ـ ـــــ ـ ـــــــــ ـ ـــــ ـ ـ
ربطی نداره متأهلی یا مجرد،"مکث "را تمرین کن. گاهی زندگی سخته وگاهی ما سخت ترش میکنیم! گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش میکنیم! گاهی خیلی چیزارو داریم اما محو تماشای نداشته هامونیم! گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش میکنیم! گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش میدیم! گاهی میشه ادامه داد اما با اشتیاق انصراف میدیم! گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه میدیم! گاهی... گاهی... گاهی... تمام عمر اشتباه میکنیم و نمیدونیم یا نمیخوایم بدونیم! کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهیهای زندگیمون باشیم. کاش یادمون نره که فقط: یکبار زندهایم و زندگی میکنیم، فقط فقط یکبار
بیشتر مردم زندگی نمیکنند، فقط باهم مسابقه دو گذاشته اند. میخواهند به هدفی در افق دوردست برسند ولی در گرماگرم رفتن آنقدر نفس شان بند میآید و نفس نفس میزنند که چشم شان زیباییها و آرامش سرزمینی را که از آن میگذرند نمیبینند و بعد یک وقت چشم شان به خودشان میافتد و میبینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمیکند به هدف شان رسیده اند یا نرسیده اند... جین وبستر ریشه ی تمام قهرها و دلخوری ها مبتنی بر خطایی است که می تواند مطرح شود، جواب بگیرد و بلافاصله از بین برود، ولی در دل طرف مقابل نشست می کند و بعدها بروز دردناک تری می یابد. تاخیر در حل و فصل بلافاصله ی اختلاف ها، بلافاصله بعد از وقوع آنها، به عقده ی تلخی تبدیل می شود. آلن دوباتن جستارهایی در باب عشق تو نمی توانی از روی سخنان یک فرد تشخیص دهی که او یک انسان خوب است، حتی از ظاهر او هم نمی توان به این شناخت رسید. اما می توانی از فضایی که در حضور او به وجود می آید، او را بشناسی؛ چرا که هیچ کس قادر نیست فضایی ایجاد کند که با روحش سازگاری نداشته باشد. نور برت لِشلایتنر حالم را کرده ام، حالِ حالایم را... هیچ کاری نمی کنم، در طول روز مُدام دور اتاق قدم میزنم. خودم را هم دیوانه کرده ام. نه خواندن آرامم می کند، نه نوشتن و دیدن. احساس می کنم با انجام هر کاری به چیزی خیانت می کنم. تا نزدیکی های صبح بیدارم؛ انگار خوابیدن را فراموش کرده ام. روزها کار خاصی انجام نمی دهم، شب ها هم شده ام یک " هیچ " که نمی داند چرا می هیچد... رضا زاهد هیچوقت احساس دلتنگی نکردهام. در یک اتاق تنها بودهام، تمایل به خودکشی داشتهام، افسرده بودهام، حالم بد بوده، بدتر از بد؛ ولی هرگز احساس نکردم که کسی میتونه از در بیاد تو و من رو از دست دردم خلاص کنه. راحتتر بگم، دلتنگی هیچوقت آزارم نداده چون همیشه تمایل وحشتناکی به گوشه گیری داشته ام. توی یک مهمانی یا یک ورزشگاه که همه درحال هلهله کردناند، دلتنگی میاد سراغم. به قول ایبسن: "قویترین آدم ها، تنهاترین آدم ها هستند." هیچوقت فکر نکردم خب، حالا یه بلوند خوش بر و رو میاد اینجا و یه کاری میده دستم، شونههامو میماله و من حالم خوب میشه! نه، فایده ای نداره. عوامالناس رو که میشناسی، میگن: الان جمعه شبه، برنامت چیه؟ میخوای فقط اینجا بشینی؟ خب آره. بیرون چیزی جز حماقت نیست. آدمهای ابله با ابلهای دیگه اختلاط میکنن. بگذار خودشونو خر کنن. من فقط شبها بیرون میرم و توی بارها قایم میشم، چون دوست ندارم قایم شم تو کارخانه ها. برای میلیونها آدم متأسفم. ولی من تنها نیستم. خودم رو دوست دارم. خودم برای خودم بهترین شکل سرگرمیام. بیا یکم بنوشیم! چارلز بوکفسکی مصاحبه ی شان پن با بوکفسکی
الان که من این را می نویسم جسد خون آلود یک کرگدن در جایی از دشت های آفریقا افتاده و مگس ها دورش وزوز می کنند. الان که من این را می نویسم زن و مردی به هم می پیچند. الان که من این را می نویسم یک نفر از مرگ خیلی ترسیده. راستی آیا الان که این را می نویسم کسی هم به من فکر می کند؟ هیچ می دونی اگه کسی از بودنت آگاه نباشه یعنی نیستی؟ اگه بودن را به لحظه ها تقسیم کنی یک لحظه هایی هست که نیستی. دنیای غریبیه ... احسن الخالقین. کاری کن حالا که هستم باشم...