1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    هر که آید گوید:
    گریه کن، تسکین است
    گریه آرام دل غمگین است

    چند سالی است که من می گریم
    در پی تسکینم

    ولی ای کاش کسی می دانست
    چند دریا
    بین ما فاصله است
    من و آرام دل غمگینم
     
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    الصبوح ای دل که ما بزم قلندر ساختیم
    چون مغان از قلهٔ می قبله‌ای برساختیم
    شاهدان آتشین لب آب دندان آمدند
    کاب کار و کار آبی را بهم درساختیم
    خواجهٔ جان گو مسلسل باش چون راهب که ما
    میرداد مجلس از زنار و ساغر ساختیم
    کشتی می داشت ساقی ما به جان لنگر زدیم
    گفتی از دریای هستی برگ معبر ساختیم
    کشتی ما در گذشتن خواست از گیتی و لیک
    هفته‌ای هم سوزن عیسیش لنگر ساختیم
    آن زمان کز آتشین کوثر شدیم آلوده لب
    عنبرین دستارچه از زلف دلبر ساختیم
    بر پری‌روی سلیمانی برافشاندیم پاک
    سبحه‌ها کز اشک داودی مزور ساختیم
    غصهٔ عالم نمی‌شاید فرو بردن به دل
    زان به می با عالم پاکش برابر ساختیم
    خاک مجلس بود خاقانی به بوی جرعه‌ای
    هم به بوی جرعه‌ای خاکش معطر ساختیم
     
  3. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    از بهار
    حظّ ِ تماشایی نچشیدیم،
    که قفس
    باغ را پژمرده می کند.
     
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    قاصد زبرم رفت که آرد خبر از یار

    باز آمد و اکنون خبر از خویش ندارد
     
  5. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    از آفتاب و نفس
    چنان بریده خواهم شد
    که لب از بوسه ی ناسیراب.
    برهنه
    بگو برهنه به خاک ام کنند
    سراپا برهنه
    بدان گونه که عشق را نماز می بریم، ــ
    که بی شایبه ی حجابی
    با خاک
    عاشقانه
    در آمیختن می خواهم.
     
  6. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم

    بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها
     
  7. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    بادکنکِ من،

    تابِ نفسی را که به آن داده ام ندارد…

    ببین چگونه سر به هر کجا میزند

    که تهی شود از اندوه…
     
  8. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    قصد من فریب خودم نیست,دل پذیر!
    قصد من
    فریب خودم نیست.

    اگر لب ها دروغ می گویند
    از دست های تو راستی هویداست
    و من از دست های توست که سخن می گویم.

    دستان تو خواهران تقدیر من اند.
    از جنگل سوخته از خرمن های باران خورده سخن می گویم
    من از دهکده ی تقدیر خویش سخن می گویم.
     
  9. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    میان شیشه و سنگ است خصمی دیرین

    دل مرا و ترا چون توان به هم پیوست ؟
     
  10. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    آه ، تو می دانی
    می دانی که مرا
    سر ِ بازگفتن ِ بسیاری حرف هاست .
    هنگامی که کودکان
    در پس ِ دیوار ِ باغ
    با سکه های فرسوده
    بازی ِ کهنه ی زنده گی را
    آماده می شوند .
    می دانی
    تو می دانی
    که مرا
    سر ِ باز گفتن کدامین سخن است
    از کدامین درد ….