1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    زندگی یک بازی درد آور است . زندگی یک اول بی آخر است

    زندگی کردیم اما باختیم . کاخ خود را روی دریا ساختیم

    لمس باید کرد این اندوه را . بر کمر باید کشید این کوه را

    زندگی را باهمین غمها خوش است . باهمین بیش و همین کمها خوش است

    زندگی را خوب باید ازمود . اهل صبرو غصه و اندوه بود
     
  2. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    کیستی که من
    این گونه
    به اعتماد
    نام ِ خود را
    با تو می گویم …
    کلید ِ خانه ام را
    در دست ات می گذارم…
    نان ِ شادی های ام را
    با تو قسمت می کنم!
    به کنارت می نشینم و
    بر زانوی تو
    این چنین آرام …
    به خواب می روم ؟
    کیستی که من
    این گونه به جد
    در دیار ِ رویاهای خویش
    با تو درنگ می کنم ؟
     
  3. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    عادت کرده ام
    کوتاه بنویسم
    کوتاه بخونم
    کوتاه حرف بزنم
    کوتاه نفس بکشم
    تازگی ها
    دارم عادت می کنم
    کوتاه زندگی می کنم
    یا شاید
    کوتاه بمیرم
    نمی دانم
    فقط عادت …
     
  4. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    لمسِ تن تو
    شهوت است و گناه
    حتی اگر خدا عقدمان را ببندد
    داغیِ لبت ، جهنم من است
    حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
    هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
    حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد…
    فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
    حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
    خاتون من
    حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
    یک بوسه یک نگاه حتی ـ حرامم باد
    اگر تو عاشق من نباشی…
     
  5. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    چه عاشقانه است این روز های ابری…
    چه عاشقانه است قدم زدن زیر باران غم تنهایی…
    چه عاشقانه است شکفتن گل های اقاقیا…
    چه عاشقانه است قدم زدن در سرزمین عشق…
    و من
    چه عاشقانه زیستن را دوست دارم…
    عاشقانه لالایی گفتن را دوست دارم…
    عاشقانه سرودن را دوست دارم…
    عاشقانه نوشتن را دوست دارم…
    عاشقانه اشک ریختن را…
    عاشقانه خندیدن را دوست دارم…
    دفتر عاشقانه ی من پر از کلمات زیبا در نثار
    بهترین و عاشقانه ترین کسانم…
    و من
    عاشقانه می گِریَم…
    عاشقانه می خندم…
    عاشقانه می نویسم…
    و در سکوت تنهایی عاشقانه می میرم
     
  6. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    ای خدا این وصل را هجران مکن
    سرخوشان عشق را نالان مکن
    باغ جان را تازه و سرسبز دار
    قصد این بستان و این مستان مکن
    چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن
    خلق را مسکین و سرگردان مکن
    بر درختی کآشیان مرغ توست
    شاخ مشکن مرغ را پران مکن
    جمع و شمع خویش را برهم مزن
    دشمنان را کور کن شادان مکن
    گر چه دزدان خصم روز روشنند
    آنچ می‌خواهد دل ایشان مکن
    کعبه اقبال این حلقه است و بس
    کعبه اومید را ویران مکن
    این طناب خیمه را برهم مزن
    خیمه توست آخر ای سلطان مکن
    نیست در عالم ز هجران تلختر
    هرچه خواهی کن ولیکن آن مکن
     
  7. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    تو نیستی وخورشید
    غمگین تراز همیشه غروب خواهد کرد
    ومن دلتنگ ترازفردا
    به تو فکرمیکنم
    چقدردوست داشتنی بودی
    وقتی چهره رنجور وچشمان مهربانت
    درنگاهم خیره میشد
    اکنون که بازوان خاک
    پیکرت رادرآغوش گرفته است
    کلمه های سیاه پوش شعرم
    برایت مرثیه های دلتنگی سروده اند
     
  8. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    بیداد رفت لاله بر باد رفته را
    یا رب خزان چه بود بهار شکفته را
    هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید
    نو کرد داغ ماتم یاران رفته را
    جز در صفای اشک دلم وا نمی شود
    باران به دامن است هوای گرفته را
    وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود
    آخر محاق نیست که ماه دو هفته را
    برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب
    آورده ام به دیده گهرهای سفته را
    ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین
    بیدار کردی آن گل در خاک خفته را
    گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست
    تب موم سازد آهن و پولاد تفته را
    یارب چها به سینه این خاکدان در است
    کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را
    راه عدم نرفت کس از رهروان خاک
    چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را
    لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر
    تا باز نشنود ز کس این راز گفته را
    لعلی نسفت کلک در افشان شهریار
    در رشته چون کشم در و لعل نسفته را
     
  9. کاربر فوق حرفه ای ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏17/9/17
    ارسال ها:
    3,382
    تشکر شده:
    14,793
    امتیاز دستاورد:
    123
    حرفه:
    •°یک عدد دانشجو در به درِ بی هنر°•
    بلبل من! نوای تو خواهم

    عمر را در هوای تو خواهم

    زندگی را برای تو خواهم

    تو بپائی اگر من نپایم .
     
  10. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏5/9/17
    ارسال ها:
    172
    تشکر شده:
    196
    امتیاز دستاورد:
    43
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    محصل
    به پشت درب باورت، مسافری نشسته است
    مسافری که از خودش، برای تو کشیده دست

    بدون آب پشت سر، به سوی قلبت آمده
    مسافری که بغض او، غرور لحظه را شکست

    ذغال سرخ انتظار، و بوی قلب سوخته
    دری به غصه کرده باز، کسی که درب خنده بست

    بدون کوله و غذا، شبی که زوزه می کشد
    سکوت ضجه می زند، دقیقه ها ،همان که هست

    دری که بسته تا ابد، غمی عمیق می شود
    سکوت و بغض می جود، به روی سفره ی شکست

    مسافر از تو پر کشید به سوی روزمرّگی
    سیاه زندگی به تن ، به مرگ آرزو نشست