1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

تلخ نوشته ها♥●•٠·˙

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    هر شب
    آیینه ای از رویا
    در برابر دیدگانم
    هر شب
    تو در آینه لبخند می زنی
    هر صبح
    خرده های خوابم را جمع می کنم
    تکه های آینه را در مشت پنهان می کنم
    تکه های آینه تکه های خنده است
    هر روز
    به خرده های رویا در مشت
    به تو و سپیده دم سلام می کنم
    هر صبح
    آفتاب آینه را می شکند
    هر روز
    تو در آیینه ای شکسته با منی......
     
    -Silence-، سایه های بیداری، M!TRA و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏2/5/15
    ارسال ها:
    837
    تشکر شده:
    12,360
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    چرا من همیشه دیر میرسم...
    وقتی داشتم چمدونم رو میبستم، به این فکر میکردم که برم چی بگم، برم چکار کنم
    گیرم که رفتم ، نوش داروی بعد مرگ سهراب ...
    یعنی میشه همش شوخی باشه ...
     
    سایه های بیداری، m naizar و hoda. از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏2/5/15
    ارسال ها:
    837
    تشکر شده:
    12,360
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    واسه دلم دعا کنید @};- ....
     
    m naizar و hoda. از این پست تشکر کرده اند.
  4. دیده را
    فایده آن است
    که دلبر بیند

    ور نبیند
    چه بود
    فایده بینایی را ...
     
    -Silence-، m naizar، M!TRA و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    چو تیرم تا نپرانی نپرم
    بیا بار دگر پر کن کمان را
    مولوی
     
    мσσηღ، سایه، -Silence- و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
    تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

    گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
    پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

    روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
    حالیا چشم جهانی نگران من و توست

    گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید
    همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

    گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
    ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

    این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
    گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

    نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
    هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست

    سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
    وه ازین آتش روشن که به جان من و توست


    هوشنگ ابتهاج
     
    -Silence-، سایه های بیداری و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. چه غریب ماندی ای دل!
    نه غمی، نه غمگساری
    نه به انتظار یاری،
    نه ز یار انتظاری
    غم اگر به کوه گویم
    بگریزد و بریزد
    که دگر بدین گرانی
    نتوان کشید باری…

    هوشنگ ابتهاج
     
    hoda. و سایه های بیداری از این پست تشکر کرده اند.
  8. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
    مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
    حافظ
     
    سایه های بیداری و -Silence- از این پست تشکر کرده اند.
  9. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
    گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی
    عراقی
     
    سایه های بیداری و -Silence- از این پست تشکر کرده اند.
  10. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏20/10/16
    ارسال ها:
    94
    تشکر شده:
    546
    امتیاز دستاورد:
    93
    به سراغ تو شبی می آیم می آیم
    با دو صد بوسه نو با دو صد راز و نیاز
    به سراغ تو شبی می آیم می آیم
    با دلی خسته ز درد با غم و غصه زیاد
     
    -Silence- از این پست تشکر کرده است.