در پاییز دست های یکدیگر را محکم بگیرید...... مبادا که سردی هوا بین دست هایتان نفوذ کند..... سردی سردی میاورد..... چه هوایش چه رفتارش.... الناز طرزکی
بهترین لحظه های روز و شبم لحظه های شکفتن سحر است که سیاهی شکسته پا به گریز روشنایی گشوده بال و پر است...
نازنینم ! عادت نیست از این فاصله برای تو نوشتن.. اجبار است. اعترافش هم وحشتناک است ولی همین تاریکی همین سکوت محض این درد تو را به من نزدیکتر میکند! آدم ها با حضورهای کم رنگشان با بودنهایی که به بدترین وجه ممکن با منطقی که من نمیفهمم با احساسی که آنها نمیفهمند واقعهی نبودن تو را یادآوری میکنند! بعد از تو هیچ چیزِ آدمها جز لحظه ی وداعشان برای من شور آفرین نیست. "نیکی فیروزکوهی"
سهــم من از دنیــــــــــــا نداشتن استــــــــــــ ... تنهـــــا قدم زدن در پیاده رو هــــــا و فكـــــــر كردن به كســـــی كه هیــــچ وقتـــ نبود ...!!!!!!!!!!!!!!!!
من تمامی ِ مردگان بودم: مرده ی پرندگانی که می خوانند و خاموش اند، مرده ی زیبا ترین جانوران بر خاک و در آب مرده ی آدمیان همه از بد و خوب... من آنجا بودم در گذشته بی سرود. با من رازی نبود نه تبسمی نه حسرتی. به مهر مرا بی گاه در خواب دیدی و با تو بیدار شدم...
وقتی آمدی وقتی دیدمت نسیم مهر صورتم را نواخت و من با چشمهای خویش دیدم دو شکوفه بادام را چگونه شکوفا شدند و تبسمی که در چال زنخدان ابدی شد آمده بودم تلخ بنویسم برایت اما من ندیدم فرهادها در بیستون عشق بر آرند تلخ فریادها بر شیرینی