1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

صحبت های خودمونی با خدا ...

شروع موضوع توسط Kiana ‏6/12/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    ای صاحب جود و نعمتها
    ای صاحب فضل و کرامتها
    ای آفریننده لوح و قلم
    ای آفریننده گیاه و آدمیان
    دلم را روشن
    و عاقبتم را ختم به خیر کن
     
    وضعیت سفید و jila_s از این پست تشکر کرده اند.
  2. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    ای محبوب دیده های گریان
    ای آقای توکل کنندگان
    ای هدایت کننده گمراهان
    ای تمنای عاشقان
    شوق نگاهت را به دیده هایم بنما
     
    وضعیت سفید و jila_s از این پست تشکر کرده اند.
  3. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    21,429
    تشکر شده:
    100,226
    امتیاز دستاورد:
    148
    جنسیت:
    مرد
    ای آرزوی دل مشتاقان
    ای منتهای مقصود محبان
    از تو درخواست میکنم دوستی تو را
    و دوستی دوستانت را​
     
    سایه، وضعیت سفید و jila_s از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    خـــــداونـــــدا...

    آنان که به من بـدی کردند،سـکوت را به مـن آموختند

    آنان که از من انتقـاد کردند،راه درست زیـستـن را به مـن آموختند

    آنان که مرا تحقیـــر کردند،صبــر و تـحمـــل را به من آموختند

    آنان که به من خوبــــی کردند ، انسـانیـــت را به من آموختند
     
    سایه، وضعیت سفید و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    خدایا .....


    گاهی خوب است آدم بداند وقتش رسیده دست بکشد و رها کند
    و قبول کند که جنگیدن بس است...
    گاهی باید بگذاری سرنوشت بیاید،
    روزگار خودی نشان بدهد و
    همه چی دست به دست هم بدهند تا اوضاع رقم بخورد
    و تو
    ساکت و سرد،تنها رقم بخوری...
     
    سایه، وضعیت سفید و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    استاد می گفت : نداشته ها و تنهایی های کوچک با چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند ؛

    نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی خیلی بزرگ ،

    فقط با خدا ...

    مهم نیست دراین زمین خاکی چقدرتنهاباشیم وچقدرحرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشدو وقت انسانها برایمان کم...شکر که خدا هست و او جبران تمام دلتنگی ها مرهم تمام زخمهاست ...

    هر وقت دلت خواست ، مهمانش کن در بهترین جایی که او می پسندد ، در قلبت ...و به دستان خالی ات نگاه نکن ، توفقط خانه ی دلت رابرایش نگهدار،اسباب پذیرایی با اوست ...
     
    hileya، وضعیت سفید، m naizar و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    تو تنها کسی هستی

    اگه بخوام مشکلمو بگم ، نباید از منشیت وقت بگیرم
     
    وضعیت سفید و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    خدایا!!!!

    هرگاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی...

    خدایا!!!!

    به هر که و هر چه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه ی امیدی و به خاطر آرزویی برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را بر هم زدی، و در طوفان های وحشت زای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم،و هیچوقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم...

    تو اینچنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم، به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا کسی امید نبندم، و جز در سایه ی توکل به تو، آرامش و امنیت را احساس نکنم...
     
    وضعیت سفید، m naizar و AɱïŗRεẕą از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    من خدایی دارم، که در این نزدیکی است
    نه در آن بالاها !
    مهربان، خوب، قشنگ ...
    چهره اش نورانیست
    گاه گاهی سخنی می گوید،با دل کوچک من،ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد !
    او مرا می خواند،او مرا می خواهد،او همه درد مرا می داند ...
    یاد او ذکر من است، در غم و در شادی چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم ...
    که خدا یار من است،که خدا در همه جا یاد من است
    او خدایست که همواره مرا می خواهد
    او مرا می خواند
    او همه درد مرا می داند ...



     
    وضعیت سفید از این پست تشکر کرده است.
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    چه بخشنده خدای عاشقی دارم
    که می خواند مرا با آنکه میداند گنهکارم !
     
    وضعیت سفید و m naizar از این پست تشکر کرده اند.