1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•*♥ دلنوشته های دلنشین ♥*•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏8/9/11 در انجمن شعر و ادب

  1. ای بَـر پـدرتـ دُنیــا ..



    آهستـه چـه ـهـا کـردی ...
     
    -Silence-، toeh، Αli язza و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. یه جایی هست در زندگی که دلت گرفته ،

    ولی مجبوری بخندی و شاد باشی ...

    بهش میگن اوج بدبختی !
     
    -Silence-، toeh، Αli язza و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. [​IMG]
     
    -Silence-، toeh، Αli язza و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    تنها، تنهایی عامل نا امیدیست،


    تنها، خستگی روح، عامل کناره گیریست،


    و تنها، بی همزبانی عامل همٌ و غم و درد است...


    پس


    دنبال کسی باش که شادی را در دلت جریان بیندازد، دردهایت را بفهمد و تو را درک کند...


    دنبال کسی نباش که همیشه امیدت را نا امید کند، همیشه تو را به سخره بگیرد و از همه بدتر غرورت را زیر پا له کند...


    حواست باشد، حواست باشد که بازی زمانه، گرفتار اندوهت نکند...
     
    Mah$a، وضعیت سفید، jila_s و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    چرا رفتی چرا من بی قرارم
    به سر سودای آغوش تو دارم
    نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
    ندیدی جانم از غم نا شکیباست
    چرا رفتی چرا من بی قرارم
    به سر سودای آغوش تو دارم


    خیالت گرچه عمری یار من بود
    امیدت گرچه در پندار من بود
    بیا امشب شرابی دیگرم ده
    ز مینای حقیقت ساغرم ده
    چرا رفتی چرا من بی قرارم
    به سر سودای آغوش تو دارم

    چرا رفتی چرا من بی قرارم
    به سر سودای آغوش تو دارم
    نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
    ندیدی جانم از غم نا شکیباست
    چرا رفتی چرا من قرارم
    به سر سودای آغوش تو دارم

    دل دیوانه را دیوانه تر کن
    مرا از هردو عالم بی خبر کن
    بیا امشب شرابی دیگرم ده
    ز مینای حقیقت ساغرم ده
    ز مینای حقیقت ساغرم ده

    چرا رفتی چرا من بی قرارم
    به سر سودای آغوش تو دارم…
     
    -Silence-، Αli язza و سایه از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ
    ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ
    ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ،
    ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ
    ﺁﻥﭼﻪ ﺍﺯ ﻣﻨﻈﺮ ﺗﻮ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ
    ﻧﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ...!
     
    Αli язza، سایه، jila_s و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏7/5/15
    ارسال ها:
    1,273
    تشکر شده:
    7,811
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    پرستار
    بسان کودکی مادر گم کرده!

    حال گریه میکنم،اما بیصدا،صدایش را فقط خود میشنوم

    سردی در وجودم احساس میکنمکه نقطه انجماد را شرمنده میسازد.

    هیچ زمان اینچنین تنها نبودم

    تنهایی هم نوعی مرگ است،اما بیصدا!

    با دیدگانی اشکبار،با دلی هزارتکه شده،نظاره گرم،منتظرم

    اشک هایم گونه های سردم را تر میکند،باز منتظر دستی،صدایی،نوری...

    و اما حکم بر این است که تنها بمانم،گریه امانم نمیدهد...

    لحظه ای مکث و دوباره نوشتن....
     
    Mastaneh، Αli язza، -Silence- و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    بگذار سپیده سر زند



    چه باک که من بمیرم و شبنم فرو خشکد



    و شبگیر خاموش شود و شباهنگ گنگ گردد



    و مهتاب رنگ بازد و ستاره ی سحری باز گردد



    و راه کهکشان بسته شود...



    بگذار سپیده سر زند و پروانه به سوی آفتاب پر کشد
     
    *Mitra*، Mah$a، سایه و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏10/6/15
    ارسال ها:
    219
    تشکر شده:
    1,348
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    قيصر امين پور

    "حرف ها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟"


    همه ی حرف دلم با تو همین است که « دوست ... »
    چه کنم ؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم ؟

    عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم
    زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم ؟

    گفته بودم که به دریا نزنم دل اما
    کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم ؟

    از ازل تا به ابد پرسش آدم این است :
    دست بر میوه ی حوا بزنم یا نزنم ؟

    به گناهی که تماشای گل روی تو بود
    خار در چشم تمنا بزنم یا نزنم ؟

    دست بر دست همه عمر در این تردیدم :
    بزنم یا نزنم ؟ ها ؟ بزنم یا نزنم ؟
     
    -Silence-، AɱïŗRεẕą، Αli язza و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏3/8/15
    ارسال ها:
    648
    تشکر شده:
    3,209
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    هر چه انسان تر باشیم زخمها عمیق تر خواهند بود..
    هرچه بیشتر دوست بداریم.. بیشتر غصه میخوریم..

    بیشتر فراق خواهیم کشید.. و تنهایی هایمان بیشتر خواهند شد..

    شادی ها لحظه ای و گذرا هستند.. شاید خاطرات بعضی ازآنها تا ابد در یاد بماند..

    اما رنجها داستانشان فرق میکند.. تا عمق وجود آدم رخنه میکنند.. و ما هرروز با آنها زندگی میکنیم..

    انگار که این خاصیت انســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان بودن است
     
    *Mitra*، Mah$a، وضعیت سفید و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.