رفتم در باغ در شکسته دیدم سولی جان آنجا نشسته گفتم سولی جان اینجا چه فنده گفتا که کنم چاره سر و دنده شکسته گفتم که برو دکتر و از اوی...
از دور که می آمد چون کبک خرامان بود زلفان پریشانش بر شانه نمایان بود آمد چو به نزدیکم، هوش از سر من بربود چون گنده سبیل او تا زیر زنخدان بود
درضمن در فرود گاه با اشعه ایکس داخل چمدانها را بوضوح میبینند اسلحه مواد منفجره و مواد مخدر براحتی کشف میشوند حتی اگر اسباب بازی باشد
فقط دو برجش جالب بود بقیه اش بیخوده اما ممکنه نظر من درست نباشه
زنان را به گیتی بس است این هنر نشینند و زایند شیران نر نشینند بر گرد کرسی شبان نگویند جز عیب و نقص کسان زن و اژدها هر دو خوش خط و خال و...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.