ویران شدن، تنها برای خانه اتفاق نمیافتد؛ من فرو ریختنِ یک نفر، آن هم با یک جمله را به چشم دیدهام... جاهد_ظریف_اوغلو ترجمهی/ سیامک تقی زاده
مرا دلیست چو اوراق گل به دامن باد، هزار قطعه و با هر یک اضطراب دگر طالب_آملی
گهی بر درد بی درمان بگریم گهی بر حال بی سامان بخندم سعدی
در پیش نظر اختر شب می میرد او را بنگر خنده به لب می میرد از داده و نادادة تقدیر چه سود یک داده، زما هزاره ها می گیرد!
گویند زمان مرهم است اما هرگز چنین نبوده دردهای واقعی عمیق تر می شوند با گذر زمان همچون عضلات که نیرومندتر زمان محکی است برای رنجها و نه درمان اگر...
و ما زمستان دیگری را سپری خواهیم کرد با عصیان بزرگی که درون مان هست و تنها چیزی که گرم مان می دارد آتش مقدس امیدواری ست...
آنم که شوق رفتن، از پا در آورده ام
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده ولیکن با که گویم راز چون محرم نمیبینم قناعت میکنم با درد چون درمان نمییابم تحمل میکنم با زخم چون مرهم...
تو با همه فرق داری... تو درست مثل آدمهای تو فیلمهایی! Summer With Monika
به ما یاد ندادن خودمون باشیم، فقط ازمون خواستن بهترین باشیم... بهترین ماشین بهترین خونه زیباترین صورت ایده آل ترین اندام منطقی ترین ازدواج...
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟ کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بستهام...
کاش چون پاییز بودم! کاش چون پاییز، خاموش وملال انگیز بودم. برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد، آفتاب دیدگانم سرد می شد، آسمان سینه ام پر درد می...
چون سپند دور از آتش در شب هجران یار نالهها در دل گره داریم و خاموشیم ما
یعنی دلم میخاد همتون رو دسته جمعی کنم تو کولر آبی و بشینم تماشاتون کنم ( اشاره به اینجا نیست)
بمونی برام تا همیشه
میا نزدیکِ خاکِ من، که غم بعد از هلاکِ من چو مرغِ آشیان گمکرده گردد گردِ خاکِ من #علینقی_کمرهای
بلا ازت دور باشه تو این روزا
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.