گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت حافظ :-(
شاید قسمت من هم بود تنهایی...
زمان قبل از اینکه چیزیو از ما بگیره یه هدیه ای بهمون میده فقط چون تمایلمون به غم بیشتره به داشته هامونو هدیه مون توجهی نمیکنیم...
پشت سیاهی های دنیامان سیاهی بود معشوقه ام بودی و هستی و نخواهی بود
به ساعتها بگویید بخوابند! بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست…
فوق العاده:thumb:
زندگی کوتاهه.... الکی تر از این حرف تا حالا نشنیدم. الکی به دنیا میایم، الکی وابستگی از خانواده شروع میشود، خیلی الکی شروع به آینده نگری میکنی،...
به گریه در وسط شعر هایی از سعدی به چای خوردن تو پیش آدم بعدی قسم به این همه که در سرم مدام شد قسم به من به همین شاعر تمام شده قسم به این شب و این...
انسان به طور ذاتی معتاده... یا اعتیاد به آدم... اعتیاد به سیگار... اعتیاد به پول... اعتیاد به حرف و ... و هیچوقت هم هیچ اعتیادی ترک نمیشه، شاید...
عقربه هایی خلاف مسیر زندگی که بهم نمیرسند و فقط جفت هم میشوند... داستان آدما داستان به هم رسیدن نیست داستان لذت بردن از با هم بودنه، جدایی در...
شب بود ، بیابان بود ، زمستان بود ... بوران بود ، سرمای فراوان بود یارم در آغوشم هراسان بود ... از سردی افسرده و بی جان بود در فکر آن سیمین بر...
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.