بهار - زنده یاد حسین سعادتمند نک بهاران شد صلا ای لولیان بانگ نای و سبزه و آب روان لولیان از شهر تن بیرون شوید لولیان را کی پذیرد خان و مان دیگران بردند حسرت زین جهان حسرتی بنهیم در جان جهان با جهان بیوفا ما آن کنیم هرچ او کردهست با آن دیگران نی غلط گفتم جهان چون عاشق است او به جان جوید جفای نیکوان جان عاشق زنده از جور و جفاست ای مسلمان جان که را دارد زیان راه صحرا را فروبست این سخن کس نجوید راه صحرا را دهان هر که بر وی زان قمر نوری نتافت او چه بیند از زمین و آسمان مولانا جلالالدین محمد بلخی
کوچه های روشن دل - حسن فداییان سرخوشم این ناگهان مستی ز بوی جام کیست شعله می ریزد زبانم بر زبانم نام کیست کوچه های روشن دل در صدای او رهاست می رود منزل به منزل این طنین گام کیست آن جنون لا ابالی، وحشی صحرای قهر در پناه کیست امروزه، عزیزان رام کیست