- جانِ شیرینم؛ گمان میکنی بیرون جهیدن از حُزنِ روییده در گلو که تو را به سکوت نشانده و سایهوار نیز هست، ساده است؟
امید گاهی حماقت ها را معنای متعالی ابلهانه ای می بخشد. مثل امید به تغییر بعضی چیزهایی که به زبری پوست کرگدن شده و آدمی رویش ، به نازکی بلاهتش ، کِرِم میمالد. زهرا عبدی
هرگز نمیدانیم که میرویم وقتی روانه ایم در به شوخی میبندیم سرنوشت در پی ما می آید و کلون در را می اندازد! و ما را دیگر دیداری نیست. امیلی دیکینسون
آخرِ هفته که شد ؛ دلت را به دلِ خیابان بزن ... با بیخیالیِ جاده همراه شو ... فراموش کن هفته ات چطور گذشت ، مهم نیست شنبه قرار است چه اتفاقاتی بیفتد ، و مهم نیست چقدر مشغله رویِ هم تلنبار شده ... روزهایِ رفته را به بادِ فراموشی بسپار ... و روزهایِ نیامده را به خدا ... چای ات را کمی آرام تر و سرخوش تر از همیشه بنوش ، جوری که سقفِ دنیا هم اگر ریخت ؛ آب در دلِ لحظه هایت تکان نخورَد ... آدم نیاز دارد گاهی عینِ خیالش نباشد ... آدم نیاز دارد برای یک روز هم که شده ؛ به خاطرِ خودش نفس بکشد.