سالها آمد و رفت بارها من دیدم کوچ مرغان غزل خوان چمن سفر چلچله ها کوچ برف از دل کوهسار بلند کوچ هر فصلی را لیک یاد تو ز دل کوچ نکرد
دلم برات تنگ شده! بدون تو خیلی سخت میگذره! لعنت به اون شب کذایی و لعنت به اون مواد لعنتی ... کاش اون اتفاقات هیچ وقت نمی افتاد!!!