ڪۅتاه تریڹ و دردناڪ تریڹ داستـاڹ عمـر مڹ فقط چند ڪلمہ مي شۅد اۅ هست اما با مڹ نیست
یاد گرفتم ارزش آدمها رو بر اساس اینکه چقدر بهم اهمیت میدن درجه بندی کنم نه بر اساس اینکه چقدر دلم براشون تنگ میشه.
کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم تا چهره واقعی این روزگار رو نمی دیدیم کاش آروزی بچهگیمون بچه مـوندن بـود نـه بـزرگ شـدن افسوس و هزاران کاش
مرد آنست كه وقتي گُلِ او غمگين است در به رقص آورِيَش، سازِ درايت دارد مرد آنست كه حتّي جسدِ بي جانش با رقيبان سرِ معشوق، رقابت دارد! "اي كه از كوچه معشوقه ما ميگذري" چشم درويش بكن! عشق، قداست دارد
کبوتر با کبوتر مانده اما از سر اجبار در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه مینالی یکی را دوستش داری که او دنبال غیر از توست کجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی
بهسلامتیکسیکه غمگین شد ولی کسی از غمش نگفت، به سلامتی دلی که گرفت ولیکسیگره یدلشوباز نکرد بهسلامتیکسیکهتنهاشد ولیکسیازتنهاییشیادینکرد.!