بابا لنگ دراز عزیزم: بعضی آدم ها را نمی شود داشت. فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت. بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها. اصلا به آخرش فکر نمی کنی آن ها برای اینند که دوستشان بداری! آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق؛ یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست. این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد.
هزار معبد به یکی شهر… بشنو؛ گو یکی باشد معبد به همه دهر تا من آنجا برم نماز که تو باشی. چندان دخیل مبند که بخشکانیام از شرم ِ ناتوانی خویش! درخت ِ معجزه نیستم تنها یکی درختام نوجی در آبکندی، و جز اینام هنری نیست که آشیان ِ تو باشم... تختت و تابوتت...
مجنون و پریشان توام دستم گیر سرگشته و حیران توام دستم گیر هر بی سرو پا چو دستگیری دارد مت بی سرو سامان توام دستم گیر ابوسعید ابوالخیر