1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

وصف حال خودت از زبان شعر

شروع موضوع توسط minaaa ‏10/12/10 در انجمن اشعار

  1. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    به تو گفتم :
    گنجشک ِکوچکم باش
    تا در بهار ِتو
    من درختی پُرشکوفه شوم ،
    تو لبخند زدی
    و من برخاستم
    و همه‌ ی حرف‌هايم شعر شد ..!!

    (( احمد شاملو ))
     
    وضعیت سفید، AɱïŗRεẕą، shirin 333 و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    هوای خیابان دارم
    اشک به پایم سنگینی می کند
    ترانه هایت را بردار رفیق
    منو تو و خیابان
    و سیگاری که با صدای داریوش خوب می چسبد....
    دنیای این روزای من ... دنیای این روزای ماست ....​
     
    OnlineBoy، shirin 333، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    تا دیدار تو

    یک شیشه فاصله است

    و من مثل ماهی

    میانِ تُنگ و تُنگ میان دریا!

    آه!

    اگر بشکند این دیوار شیشه‌ای...!

    @};-
     
    AɱïŗRεẕą، shirin 333، Shahab و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    لحظه ی دیدار نزدیک است
    باز من دیوانه ام، مستم
    باز می لرزد، دلم، دستم
    باز گویی در جهان دیگری هستم
    های! نخراشی به غفلت گونه ام را،
    تیغ های، نپریشی صفای زلفکم را،
    دست و آبرویم را نریزی،
    دل ای نخورده مست لحظه ی دیدار نزدیک است.


    "مهدی اخوان ثالث"

    @};-
     
    AɱïŗRεẕą، shirin 333، Shahab و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن

    در فرو بسته ترین دشواری
    در گرانبارترین نومیدی
    بارها بر سر خود بانگ زدم:
    "هیچت اَر نیست،مخور خون جگر!دست که هست"
    بیستون را یاد آر!دست‌هایت را بسپار به کار!
    کوه را چون پرِ کاه، از سر راه بردار!
    وه چه نیروی شگفت انگیزیست
    دست‌هایی که به هم پیوسته ست!

    فریدون_مشیری

     
    وضعیت سفید، AɱïŗRεẕą، shirin 333 و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    وقتى ميپرسى حالت چطوره؟

    حالم خوب ميشود...
     
    *Mitra*، AɱïŗRεẕą، shirin 333 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏9/3/16
    ارسال ها:
    199
    تشکر شده:
    806
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Graphist
    طاووس من ! حتی تو هم در حسرت رنگی !

    حتی تو هم با سرنوشت خویش در جنگی !



    یک روز دیگر کم شد از عمرت ، خدا را شکر

    امروز قـــدری کمتر از دیروز دلتنگی



    از " خود " گریزانی چرا ای سنگ ! باور کن

    حتی اگر در کعبه باشی باز هم سنگی



    عمریست در نی شور شادی میـــدمی اما

    از نــــی نمی آید به جز اندوه آهنگی



    دنیا پـــلی دارد که در هر سوی آن باشی

    در فکر سوی دیگری ! آوخ چه آونگـی!
     
    Shahab، *Mitra*، AɱïŗRεẕą و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏9/3/16
    ارسال ها:
    199
    تشکر شده:
    806
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    Graphist
    مپرس شادی من حاصل از کدام غم است
    که پشت پرده ي عالم هزار زیر و بم است

    زيان اگر همه ي سود آدم از هستي ست
    جدال خلق چرا بر سر زياد و كم است

    اگر به ملک رسیدی جفا مکن به کسی
    که آنچه کاخ تو را خاک میکند ستم است

    خبر نداشتن از حال من بهانه ي توست
    بهانه ي همه ظالمان شبیه هم است

    کسی بدون تو باور نکرده است مرا
    که با تو نسبت من چون دروغ با قسم است

    تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست
    وگرنه فاصله ي ما هنوز یک قدم است
     
    *Mitra* و سایه از این پست تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    با ساعت دلم ، وقتِ دقیق آمدن توست

    من ایستاده ام ، مانند تک درخت سر کوچه

    با شاخه هایی از آغوش

    با برگ هایی از بوسه

    با ساعت غرورم _ اما

    من ایستاده ام ، با شاخه هایی از تابستان

    با برگ هایی از پاییز

    هنگام شعله ور شدن من ، هنگام شعله ور شدن توست

    ها ... چشم ها را می بندم

    ها ... گوش ها را می گیرم

    با ساعت مشامم _ اینک _ وقت عبور تن توست....
     
    shirin 333، Shahab، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    سوزش چشم من

    از لذت زیبایی توست

    خیره بر تو شده ام

    پلک زدن یادم رفت....
     
    shirin 333، Shahab، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.