به آینه گفتم فرصت کم است وقتی برایِ شمردنِ بهارهای رفته نمانده است ... دستی به موهایم بکش هر طور شده باید این فصل زیبا بمانم...
گاهی باید به دور خود ٬ یک دیوار تنهایی کشید! نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی ٬ بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب میکند ! #سارتر
چه بی تابانه می خواهمات ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری ! چه بی تابانه تو را طلب می کنم! بر پشت سمندی گویی نو زین که قرارش نیست. و فاصله تجربهیی بیهوده است. بوی پیرهنات این جا و اکنون. ــ کوه ها در فاصله سردند. دست در کوچه و بستر حضور مـأنوس دست تو را می جوید و به راه اندیشیدن یأس را رَج می زند. بی نجوای انگشتان ات فقط. ــ و جهان از هر سلامی خالی ست. از : احمد شاملو
انگار مدتی است مسافر ندیده اید بر سنگفرش حادثه عابر ندیده اید این گونه چشم خیره به سویم نشسته اید مردم! مگر قیافۀ شاعر ندیده اید؟ یک بار هم به فکر پریدن نبوده اید در طول عمر، مرغ مهاجر ندیده اید؟ ما را به کوچ، مسخره و پوچ خوانده اید ای شهرتان خراب! عشایر ندیده اید تنها اسیر خانۀ سیمانی خودید ای ساکنان درد! مسافر ندیده اید "محسن ناصحی"