1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]


    کجای آسمان ببینمت؟

    من از جستجوی زمین خسته ام !​
     
    وضعیت سفید، Shahab، *Mitra* و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    دوستت دارم های سیزده سالگی را


    روی بخار شیشه ی کلاس کشیدیم

    با یک قلب

    و حرف اول یک اسم

    دوستت دارم های بزرگ تر را

    در نامه های عاشقانه نوشتیم

    پنهانشان کردیم

    هنوز هم یکی از آن نامه ها آنجاست

    من از ترس مادرم

    جوری پنهانش کردم که حتی خودم هم نتوانستم پیدایش کنم

    و زنان در حوالی سی سالگی

    شاید دیگر

    قلبی روی بخار شیشه نکشند

    اما

    هنوز هم پر از دوستت دارمند

    چند تا از دوستت دارمهایم را

    برایت

    مربای آلبالو درست کرده ام

    چند تا را

    گرد گرفته ام از اشیا

    با یکی از آنها

    پیرهنت را اتو کرده ام

    و با یکی

    با یکی دارم

    این شعر را برایت می نویسم.

    "رویا شاه حسین زاده"
     
    -Silence-، Shahab، مـرجانه و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    1,086
    تشکر شده:
    10,027
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    وقتی تو نیستی
    نه هست های ما
    چونان که بایدند
    نه باید ها...

    مثل همیشه آخر حرفم
    و حرف آخرم را
    با بغض می خورم
    عمری است
    لبخند های لاغر خود را
    در دل ذخیره می کنم :
    باشد برای روز مبادا !
    اما
    در صفحه های تقویم
    روزی به نام روز مبادا نیست
    آن روز هر چه باشد
    روزی شبیه دیروز
    روزی شبیه فردا
    روزی درست مثل همین روزهای ماست
    اما کسی چه می داند ؟
    شاید
    امروز نیز روز مبادا باشد !
     
    -Silence-، Shahab، gandomm و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏11/9/15
    ارسال ها:
    140
    تشکر شده:
    1,229
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    یک روز می آیی که من, دل کنده ام از جان و تن
    می جویی ام از پیرهن ,کو یوسف کنعان من
    ای نازنین بی وفا, دیر آمدی حالا چرا ؟
    دیگر نمی آیی نرو ,جان را رها کن جان من
    دیروز و امروزم ببین ,حال شب و روزم ببین
    چون شعله می سوزم ببین ,کو ابر من ,باران من...
    امیرحسین سعیدی
     
    -Silence-، Shahab، gandomm و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    از تمامی رودهایی که به چشم دیده‌ام
    رودخانه تویی

    از سراسر جاده هایی که عبور کرده‌ام
    جاده تویی

    چرا که هیچ رودخانه‌ای از دور غرقم‌ نکرد
    چرا که هیچ جاده ای ندیده‌ام که
    نرفته در آفاقش گم شوم.

    از تمامی بال‌هایی که بر دوش برده‌ام
    پر و بالم تویی

    پیشاپیشم می‌روی
    و من
    پی بال‌ها می‌دوم.


    شمس لنگرودی
     
    Shahab، *Mitra* و m naizar از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/15
    ارسال ها:
    296
    تشکر شده:
    1,804
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    گفت :

    منتظرم باش می آیم

    من منتظر نماندم

    تو هم نیامدی

    چیزی مثلِ مرگ

    اما کسی نمُرد ...
     
    وضعیت سفید، Shahab، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/15
    ارسال ها:
    296
    تشکر شده:
    1,804
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]

    خانه ام ابری است

    یک سره رویِ زمین ابری است با آن ...
     
    وضعیت سفید، Shahab، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. به یاد ان کسى که چشم هایش برده جانم را
    تفال میزنم هر شب مَفٰاتیحُ الجَنانَم را

    من آن آموزگارم که سوال از عشق میپرسم
    ولیکن خود نمیدانم جواب امتحانم را

    کمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد
    دریغا که خدایم هم نمى فهمد زبانم را

    به قدرى در میان مردم خوشبخت بدنامم
    که شادى لحظه اى حتى نمى گیرد نشانم را

    تو دریایى و من یک کشتى بى رونقِ کُهنه
    که هى بازیچه میگیرى غرورم ، بادبانم را

    شبیه قاصدک هاى رها در دشت میدانم
    لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را

    دلم مى خواهد از یک راز کهنه پرده بردارم
    امان از دست وجدانم که مى بندد دهانم را
     
    وضعیت سفید، سایه، *Mitra* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏14/12/15
    ارسال ها:
    296
    تشکر شده:
    1,804
    امتیاز دستاورد:
    93
    جنسیت:
    زن


    بازآی و بر چشمَم نِشین ...
     
    وضعیت سفید، z!ma، سایه و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. زلف آن است که بی شانه دل از جان ببرد ...

    "شهریار"
     
    omid110، وضعیت سفید، z!ma و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.