1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گلچین اشعار زیبا

شروع موضوع توسط Mohammad ‏18/11/10 در انجمن اشعار

  1. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]


    اگر به آدم بزرگ‌ها بگویید یک خانه‌ی قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجره‌هاش غرقِ شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند. بایدحتماً به‌شان گفت یک خانه‌ی صد میلیون تومنی دیدم تا صداشان بلند بشود که: وای چه قشنگ !
     
    *Mitra*، -Silence-، z!ma و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏30/7/15
    ارسال ها:
    78
    تشکر شده:
    322
    امتیاز دستاورد:
    53
    [​IMG]
     
    *Mitra*، -Silence-، z!ma و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
    او کــه هرگز نتوان یافت همانندش را

    منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
    غــــزل و عاطفــــه و روح هنرمندش را

    از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
    هر که تبلیغ کند خوبـی ِ دلبندش را

    مثــــل آن خــواب بعید است ببیند دیگر
    هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

    قلب ِ من موقع اهدا به تـــو ایراد نداشت
    مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را


    منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
    لای موهای تو گــم کرد خداوندش را ..

    { کاظم بهمنی }
     
    Sanazz، m naizar و M @ H @ K از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    شتاب مكن
    كه ابر بر خانه‌ات ببارد
    و عشق
    در تكه‌ای نان گم شود
    هرگز نتوان
    آدمی را به خانه آورد
    آدمی در سقوط كلمات
    سقوط می‌كند ..
    و هنگامی كه از زمین برخیزد
    كلمات نارس را
    به عابران تعارف می‌كند
    آدمی را توانایی عشق نیست
    در عشق می‌شكند و می‌میرد ..

    { احمدرضا احمدی }
     
    Adel، -Silence-، Vida و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,060
    تشکر شده:
    84,744
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    شاعر: پانته آ صفایی


    تو ریختی عسل ناب را به کندوها

    به رنگ و بوی تو آغشته اند شب بوها


    شبی به دست تو موگیر از سرم وا شد

    و روی شانه ی من ریخت موج گیسوها


    تو موی ریخته بر شانه را کنار زدی

    و صبح سر زد از لابلای شب بوها


    و ساقه ها همه از برگ ها برهنه شدند

    و پیش هم که نشستند آلبالوها_


    تو مثل باد شدی؛ گردباد ... و می پیچید

    صدای خنده ی خلخالها، النگوها


    و دستهای تو تالاب انزلی شد و ...بعد،

    رها شدند در آرامش تنت قوها

    ***

    شبیه لنج رها روی ماسه هایی و باز

    چقدر خاطره دارند از تو جاشوها


    تو نیستی و دلم چکه چکه خون شده است

    مکیده اند مرا قطره قطره زالوها


    «فروغ» نیستم و بی تو خسته ام کرده ست

    «جدال روز و شب فرش ها و جارو ها»


    شنیده ام که به جنگل قدم گذاشته ای

    پلنگ وحشی من! خوش به حال آهوها...
     
    سایه و m naizar از این پست تشکر کرده اند.
  6. ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏7/7/15
    ارسال ها:
    165
    تشکر شده:
    1,270
    امتیاز دستاورد:
    93
    "Diefenbaker"

    [​IMG]

    آی ای غم !
    با تو نباید چون سگی ولگرد رفتار کنم !
    که به هوای پس مانده ای
    یا استخوان بی گوشتی پشت در آمده !
    باید به تو اعتماد کنم...
    با مهربانی باید تو را به خانه آورم !
    و به تو
    یک پا دریِ پشمِ خوش خواب
    کنج خودت
    و ظرف آب خودت را بدهم !
    فکر می کنی که نمی دانم
    زیر ایوانم زندگی می کنی
    و آرزو داری پیش از آن که زمستان آید
    خانه واقعی ات آماده شود !
    تو نام خودت را !
    قلاده خودت را !
    زنگوله ی خودت را می خواهی !
    تو حق خودت را می خواهی !
    که مزاحمانت را بتارانی !
    که خانه ام را خانه ات !
    مرا صاحبت !
    و خودت را سگ ام بدانی !

     
    *Mitra*، -Silence-، z!ma و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,060
    تشکر شده:
    84,744
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    «پیشانی ام»

    سجده گاه لب هایت؛

    «چشمانم»

    میعادگاه قدم هایت؛

    «دستانم»

    تکیه گاه خستگی هایت؛

    و «قلبم»

    حریم دلتنگی هایت؛

    تمامی اینها،

    ارزانی «نیم نگاهت»!
     
    *Mitra*، -Silence-، z!ma و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    [​IMG]



    ماهیان ندیده غیر از آب،

    پرس پرسان زهم كه آب كجاست؟!​
     
    *Mitra*، -Silence-، z!ma و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    در اتاقی که به اندازه یک تنهاییست
    دل من که به اندازه یک عشق است
    به بهانه ساده خوشبختی خود می نگرد
    به نهالی که تو در باغچه خانه ما کاشته ای
    و به آواز قناری
    که به اندازه یک پنجره می خواند
    آه ..
    سهم من این است
    سهم من این است
    سهم من ... آسمانیست که آویختن پرده ای آن را از من می گیرد
    سهم من گردش حزن آلود در باغ خاطره هاست
    و در اندوه صدای جان داد که به من می گوید
    دستهایت را دوست می دارم ..



    { فروغ فرخزاد }
     
    mohana.، Mani، jila_s و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,060
    تشکر شده:
    84,744
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    سر انگشتانِ مهرت را
    بنواز بر تارو پودم
    دست های تو
    معجزهِ گری است
    بر روحِ خسته ام
    مسیحا نفسی،
    در تو
    زنده می شوم هر بار
    که می آیی .....

    ایــرج.تمجیــــدی
     
    Sanazz، mohana.، Mani و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.