مرگ است که بیش از تو به من نزدیک است چون پیرهن تو که به تن نزدیک است امروز به هم رسیدن ما دور است فردای «بدون هم شدن » نزدیک است بیژن ارژن
من زائر بهشت خراسانم از ازل صدها بهشت را به خراسان نمي دهم هرگوشه از ضريح تو دارد هزار حسن اين گوشه را به باغ و گلستان نمي دهم