شروع موضوع توسط aloneboy 21/12/10 در انجمن اشعار
دیدم که شهر پُر از عطرِ مریم است گفتند باز، روسریت را تکانده ای..
آخر عشق تو تنهايي و آوارگي است سرنوشت گره کور فقط پارگي است
.::کدام پل،در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد؟!....
خنده ها بر لب من بود و كس آگاه نشد زين همه درد خموشانه كه بر جان من است..
هر که از راز دو عالم ز خط ساغر خواند رموز جام جم از نقش خاک ره دانست
نگاهت مي کنم خاموش و خاموشي زبان دارد زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
دارد شكست مي دهد آرايشت مرا با تاكتيك وسوسه انگيزِ تن به تن..
ارتشِ زیبایی ات کافیست، آرایش چرا؟! اینقدر جنگنده! آن هم غیرِ بومی خوب نیست..
ساقی بنور باده بر افروز جام ما مطرب بگو که کار جهان شد
خوانده بودم از محبّت خار هم گُل می شود شد.. ولی دستی به غیر از من گلابش را گرفت!
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.