1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•*♥ دلنوشته های دلنشین ♥*•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏8/9/11 در انجمن شعر و ادب

  1. Red Sparrow مدیر بازنشسته☕ کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    3,252
    تشکر شده:
    27,781
    امتیاز دستاورد:
    118
    جنسیت:
    زن
    اندازه ی حجم سبز بودن تو:D:rolleyes:
     
    !...Mis!، -Silence-، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    آرزویم مردن در صدای تو بود

    یا رفتن با صدایت

    یا خاموش شدن در صدایت

    صدای تو چون باد گذشت

    و من به دامن تاریکی

    آویخته ام
     
    !...Mis!، -Silence-، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. سخت است هی باشدخیالت، هی نباشی تو
    هی من بسازم عشق را، از هم بپاشی تو

    من سایه ی سرد زمستان گوشه ی ایوان
    فیروزه در فیروزه های روی کاشی تو

    من صاف وساده،متنِ یک احساس رودرو
    غرق ِ هزار اما وآیا و حواشی تو

    با هر حضور سرد، باهر گفتگوی گرم!
    داری به هر صورت دلم را می خراشی تو

    من بی قراری های یک ابر ِ زمینگیرم
    ابری که نیت کرده بارانش تو باشی تو
     
    !...Mis!، -Silence-، z!ma و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    219
    تشکر شده:
    306
    امتیاز دستاورد:
    63
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    لوازم خانگی
    آنانکه ز ما دورو ولی در دلو جانند بسیار گرامی تر از انند که دانند
     
    -Silence-، z!ma، S@ye. و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. برف نگرانم نمی‌کند

    حصار یخ رنجم نمی‌دهد

    زیرا پایداری می‌کنم

    گاهی با شعر و

    گاهی با عشق...

    که برای گرم شدن

    وسیله‌ی دیگری نیست

    جز آنکه

    "دوستت بدارم"
     
    -Silence-، z!ma، S@ye. و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    به سکوت لبخند می زنم
    او هم به من !

    کم کم

    به زندگی در کنار هم

    عادت کرده ایم ...
     
    !...Mis!، -Silence-، z!ma و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    "همه" می گویند ...می گویند...می گویند ...

    "تو" هیچ نمی گویی..نمیگویی..نمیگویی ..

    "من" می شنوم هر آنچه می گویند .. سکوت می کنم هر آنچه نمی گویی ..

    کاش "تو" بگویی... ! "همه" حرفی برای گفتن نداشته باشند..!"من" بشنوم هرآنچه می گویی ... مرا با "همه"

    حرفی نباشد..!
     
    !...Mis!، -Silence-، z!ma و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    فقطـ آבم هـωــتـنـב،

    نـــﮧ بیشتــر و نـــﮧ ڪمتــر ...

    اگــر ڪمتر از چیزے کـــﮧ هـωـتنـב نگاهشاטּ ڪنــــے ...

    آنـهـا را شـــڪــωـتــﮧ اے !

    و اگـــر بیشتـر از آטּ حـωـــابشان ڪنـــے ...

    آنـها تـو را مـے شــڪــننـב !

    بین ایــــن آבم هاے آבم ، فقط بایـــــב عاقلانــــﮧ زنـבگـے ڪرב ؛

    نـــﮧ عاشقـ❤ـانـــﮧ ...
    [​IMG]
     
    !...Mis!، -Silence-، z!ma و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏31/1/15
    ارسال ها:
    6,138
    تشکر شده:
    33,811
    امتیاز دستاورد:
    118
    کمی بیشتر چای می نوشم

    فنجان ولرم چای را آرام آرام می نوشم

    کمی تلخ تر و سردتر از همیشه است!


    به خوشی ها و غم هایم می اندیشم


    که چقدر شبیه تخم مرغ شانسی شده اند!


    بعد هم بلند بلند به تشبیه بچه گانه ام می خندم...!


    اما خنده هایم...شاید دیگر سال هاست که مرده اند...


    فقط...کمی تلخ است !


    می نوشم و می اندیشم به پروانه ها


    که بی صدا زاده می شوند


    و بی صدا عاشق می شوند


    و بی صدا می میرند...!


    بعد هم از نمی دانم چرا


    های های گریه می کنم !


    اما گریه هایم


    شاید دیگر روزهاست که مرده اند


    کمی بیشتر چای می نوشم


    خیلی تلخ است


    دیگر زیادی سرد شده است !


    می اندیشم به دل های بی طاقتی


    که چه زود تنگ می شوند


    می گیرند


    می شکنند...!
     
    !...Mis!، -Silence-، z!ma و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,757
    تشکر شده:
    12,857
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفي براي گفتن اگر بود
    ديوار ها سكوت نمي كردند
    ديوار ! اي قامت بلند
    آيا زبان آجري تو
    در بند بند سيمان ، محصور مانده است
    يا روزگار جايزه دار ماحتي تو را به عرصه ي تبليغ خوانده است
    ديوار !
    آيا سكوت تنها جواب توست ؟
    يا طرح اين فرشته ي عريان
    حرف كتاب توست ؟
    ديوار !
    ديوار !
    اي خوش ترين جواب تو __
    آ

    و

    ا

    ر
     
    !...Mis!، -Silence-، Mohammad و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.