پاسخ : وقتی دلتنگ شدی بیا اینجا [FONT=arial, helvetica, sans-serif]تو را بانو ناميدم ام [/FONT] [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بسيارند از تو بلندتر-بلندتر [/FONT] [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بسيارند از تو زلال تر - زلال تر [/FONT] [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بسيارنداز تو زيباتر- زيباتر[/FONT] [FONT=arial, helvetica, sans-serif]اما بانو تويي!!![/FONT] [FONT=arial, helvetica, sans-serif]پابلو نرودا [/FONT]
پاسخ : وقتی دلتنگ شدی بیا اینجا [FONT=arial, helvetica, sans-serif]چه بگويم بامن اي دل چه ها كردي تو مرا با عشق او آشنا كردي پس از اين زاري نكن هوس ياري نكن تو اي ناكام ...دل ديوانه با غم ديرينه ام به مزار سينه ام بخواب آرام ...دل ديوانه[/FONT]
پاسخ : وقتی دلتنگ شدی بیا اینجا [FONT=arial, helvetica, sans-serif]صحبت گل سرخ از باران و صحبت باران از گل سرخ است، اما هي باد ميآيد، آمدن، وزيدن، و افعال سادهئي ديگر. با اين همه، وقتي که وزيدنِ باد ... هي بيجهت است، يعني چه!؟ هي علامتِ حيرت! هي علامت پرسش؟ [/FONT] [FONT=arial, helvetica, sans-serif]گل سرخ، پيادهئي مغموم است گوشهي يک پارک قديمي شايد خواب دامنهئي دور از دست را ميبيند. پس چرا پي ستاره در پيالهي آب ميگردي گلم!؟ يک امشب نخواب و بر بام باد برآ، سينهريز ستارگانِ باکره را به نرخ يک آواز ساده خواهي خريد. [/FONT] [FONT=arial, helvetica, sans-serif]فکر ميکني من بيجهت به اين زبانِ هفت ساله رسيدهام!؟ نه به جان نسيما، نه! بخاطر همهي آن خوابهامان در نيمهراهِ بيم و باور است که چانه ميزنم باد که بيايد، باران که بيايد تو بايد به عمد از ميان آوازهاي کودکان بگذري چترت را کنار ايستگاهي در مه فراموش کن خيس و خسته به خانه بيا نميخواهي شاعر باشي، باران باش! همين براي هفتپشتِ روئيدنِ گل کافي است، چه سرخ، چه سبز و چه غنچه! [/FONT] سید علی صالحی
پاسخ : وقتی دلتنگ شدی بیا اینجا من از تو دل نمي برم اگر چه از تو دلخورم اگرچه گفته ای ترا به خاطرات بسپرم هنوز هم خيال کن کنار تو نشسته ام مني که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام تو در سراب آينه شبانه خنده مي کنی من شکست داده راخودت برنده مي کنی نيامدی و سالها نظر به جاده دوختم بيا ببين که بی تو من چه عاشقانه سوختم رفيق روزهای خوب رفيق خوب روزها هميشه ماندگار من هميشه در هنوزها صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی
پاسخ : وقتی دلتنگ شدی بیا اینجا [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم [/FONT] [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] تعجب نکن که چرا گريه نميکنم[/FONT] [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم [/FONT] [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] اما [/FONT] [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است[/FONT]
پاسخ : وقتی دلتنگ شدی بیا اینجا تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذره ، و لحظه ای فراموشش کنی ! فایــــــده نداره .... تو دلت تنگ است ، دلت برای همان یک نفر تنگ است ! تا نیاید...... تا نباشد ... هیچ چیز درست نمی شود ... !!!
پاسخ : وقتی دلتنگ شدی بیا اینجا قصّه ی عشق غم انگیز...نمی فهمیدیم! وسعت حادثه را نیز نمی فهمیدیم زرد بودیم همه عمر ، ولی تا گفتند: - علّتِ زردیِ پاییز؟ نمی فهمیدیم! نه ، نشد غارت "یک دل" بکنیم ، انگاری ما به اندازه ی چنگیز نمی فهمیدیم!!! سالها دربدرِ درک حقیقت بودیم "شمس" را گوشه ی "تبریز" نمی فهمیدیم فرقِ بین هوس و عشق کمی مبهم بود از دو چشم دغل و هیز نمی فهمیدیم! ما مترسک شده بودیم وَ چیزی غیر از - اتّفاق سرِ جالیز نمی فهمیدیم "زندگی قصّه ی تلخیست..." وَ مشکل این بود قصّه ی تلخ و غم انگیز نمی فهمیدیم امید صباغ نو