1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شاعرانه ها * مشاعره با شاعران منتخب *

شروع موضوع توسط مرهم ‏21/1/21 در انجمن اشعار

  1. f@rid69

    f@rid69 کاربر فوق حرفه ای

    پر می‌کشم از پنجره‌ی خواب تو تا تو
    هر شب من و دیدار در این پنجره با تو

    از خستگی روز همین خواب پر از راز
    کافی ست مرا، ‌ای همه‌ی خواسته‌ها تو

    دیشب من و تو بسته‌ی این خاک نبودیم
    من یکسره آتش، همه ذرات هوا تو

    لطفا از رهی معیری
     
    M @ H @ K، SiavashBaran، Navid_r و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Anoosh

    Anoosh کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    در پیش بی‌دردان چرا فریاد بی‌حاصل کنم
    گر شکوه‌ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
    در پرده سوزم همچو گل در سینه جوشم همچو مل
    من شمع رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم
    اول کنم اندیشه‌ای تا برگزینم پیشه‌ای
    آخر به یک پیمانه می اندیشه را باطل کنم
    زآن رو ستانم جام را آن مایه آرام را
    تا خویشتن را لحظه‌ای از خویشتن غافل کنم
    از گل شنیدم بوی او مستانه رفتم سوی او
    تا چون غبار کوی او در کوی جان منزل کنم
    روشنگری افلاکیم چون آفتاب از پاکیم
    خاکی نیم تا خویش را سرگرم آب و گل کنم
    غرق تمنای توام موجی ز دریای توام
    من نخل سرکش نیستم تا خانه در ساحل کنم
    دانم که آن سرو سهی از دل ندارد آگهی
    چند از غم دل چون رهی فریاد بی‌حاصل کنم

    از صغیر اصفهانی لطفا
     
    M @ H @ K، SiavashBaran، f@rid69 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Navid_r

    Navid_r کاربر مفید

    ای در طلبت صد چاک از غصه گریبان‌ها
    خون‌ها ز غمت جاری از دیده به دامانان‌ها


    در زواویه هجرت بنشسته به خون دل‌ها
    در بادیه عشقت سر کرده قدم جان‌ها


    آلوده به خون باشد از پای مجانینت
    هر خار که می‌بینم در طرف بیابان‌ها


    با شوق لقایت جان از جسم رهد شادان
    چون مردم زندانی از گوشه زندان‌ها


    از باباطاهر لطفا
     
    M @ H @ K، SiavashBaran، f@rid69 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Anoosh

    Anoosh کاربر ویژه کاربر اخراج شده ⊘ ~✿~

    دلا در عشق تو صد دفترستُم
    که صد دفتر ز کَونین از برستُم
    منم آن بلبل گل ناشکفته
    که آذر در ته خاکسترستُم
    دلم سوجه ز غصّه ور بریجه
    جفای دوست را خواهان‌ترستُم
    مو آن عودم میان آتشستان
    که این نُه آسمان را مجمرستُم
    شد از نیل غم و ماتم دلُم خون
    به چهره خوشتر از نیلوفرستُم
    در این آلاله در کویش چو گلخن
    به داغ دل چو سوزان اخگرستُم
    نه زورستُم که با دشمن ستیزُم
    نه بهر دوستان سیم و زرستُم
    ز دوران گرچه پر بی جام عیشم
    ولی بی‌دوست خونین ساغرستُم
    چَرَم دایم در این مرز و در این کشت
    که مرغ خوگر باغ و برستُم
    منم طاهر که از عشق نکویان
    دلی لبریز خون اندر برستُم

    لطفا از عسجدی
     
    SiavashBaran، M @ H @ K و f@rid69 از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. f@rid69

    f@rid69 کاربر فوق حرفه ای

    ما در غم خویش غمگسار خویشیم
    محنت زدگان روزگار خویشیم

    سرگشته و شوریده کار خویشیم
    صیاد نه ایم و هم شکار خویشیم

    رودکی لطفا
     
    SiavashBaran و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  6. M @ H @ K

    M @ H @ K مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
    بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

    این غم که مراست، کوه قاف است، نه غم
    آن دل که تو راست، سنگ خاراست، نه دل


    از فروغی بسطامی لطفا
     
    f@rid69 و SiavashBaran از این پست تشکر کرده اند.
  7. SiavashBaran

    SiavashBaran مدیر بازنشسته☕

    همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
    آه از این راه که باریک تر از موی تو بود
    رهرو عشق از این مرحله آگاهی داشت
    که ره قافلهٔ دیر و حرم سوی تو بود

    میرزا عباس فروغی بسطامی

    مولانا جلال‌الدین محمد بلخی لطفا
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  8. SiavashBaran

    SiavashBaran مدیر بازنشسته☕

    البته این شعر را
    هم از اشعار رودکی ذکر کرده اند
    و هم از اشعار خواجه مجدالدین همگر نیز ذکر کرده اند
     
    f@rid69 و M @ H @ K از این پست تشکر کرده اند.
  9. SiavashBaran

    SiavashBaran مدیر بازنشسته☕

    به جان عشق که تا هر دو جان نیامیزد
    جداییست و ملاقات بی‌نظام بود
    شراب لطف خداوند را کرانی نیست
    وگر کرانه نماید قصور جام بود

    مولانا جلال‌الدین محمد بلخی
    از کمال‌الدین اسماعیل (خلاق المعانی) لطفا
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  10. M @ H @ K

    M @ H @ K مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~



    ای روی تو آرزوی دل‌ها
    شادیّ غمت به روی دل‌ها

    ای حلقۀ زلف تو همیشه
    آشفته ز گفت‌وگوی دل‌ها

    بشکسته به جویبار عشقت
    سنگین دل تو سبوی دل‌ها

    در انگله‌های زلف مشکینت
    افکند زمانه گوی دل‌ها

    غارتگر زلف تو میان چیست
    در بسته به جست‌وجوی دل‌ها

    پی در پیِ تو هزار فرسنگ
    بتوان آمد به بوی دل‌ها

    تا با دهن تو می‌نشیند
    بس تنگ شدست خوی دل‌ها

    از "قطران تبریزی" لطفا
     
    SiavashBaran و f@rid69 از این پست تشکر کرده اند.