شروع موضوع توسط حــنا 25/7/20 در انجمن اشعار
میگفت دگرباره به خوابم بینی سعدی
همه عیب خلق دیدن نه مروت است و مردی سعدی
به وصل خود دوایی کن دل دیوانهی ما را
گر خدا داری، زِ غم آزاد شو اقبال لاهوری
که هر کجا خبری هست، ادعایی نیست
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
در دل عاشق چه میجویی نشان غیریار
کار پروانهست گِرد شمع خود را سوختن
خوش آن ساعت نشیند دوست با دوست
کرده ام طی صد بیابان را به شوق یک جنون
نام های کاربری را با استفاده از کاما (،) از هم جدا کنید.