این اشکِ چشمِ مرثیه بارانِ ابرهاست باران، چکیدهی غم پنهان ابرهاست ! این ناگهان شکستنِ بغض گلوی رعد برقی از آتشی است که در جان ابرهاست بر تنگدل...
اشک رازیست.لبخند رازیست.عشق رازيست اشک آن شب لبخند عشقم بود.. قصه نيستم که بگويي نغمه نيستم که بخواني صدا نيستم که بشنوي يا چيزي چنان که ببيني يا...
باد اسبی است بشنو که چگونه می تازد از میان دریا و از میان آسمان بشنو که چگونه زمین را در هم می نوردد تا مرا به دور دست های دور ببرد. در آغوشت...
بگذر شبی به خلوت این همنشین درد تا شرح آن دهم که غمت با دلم چه کرد خون میرود نهفته از این زخم اندرون ماندم خموش و آه ، که فریاد داشت ، درد این...
گر عقل پشت حرف دل، اما نمیگذاشت تردید پا به خلوت دنیا نمیگذاشت از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست میشد گذشت... وسوسه اما نمیگذاشت این قدر...
به صد دام آرمیدم دامن از چندین قفس چیدم ندیدم جز به بال نیستی پرواز آزادی بیدل
روزی جایی دقیقه ایی خودت را باز خواهی یافت ... و آن وقت یا لبخند خواهی زد یا اشک خواهی ریخت پابلو_نرودا
گاهی آنقدر واقعیت داری که پیشانی ام به یک تکه ابر سجده می برد به یک درخت خیره می شوم از سنگ ها توقع دارم مهربانی را باران بر کتفم می بارد دستهایم...
دیوانه وار پشت سرش دویدم از پله ها پایین رفتم فریاد زدم : شوخی بود ، باور کن از پیش من نرو ... لبخندی ترسناک چهره اش را پوشاند به سردی گفت : در...
Separate names with a comma.