1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    Dismiss Notice

هر روز یک غزل

Discussion in 'اشعار' started by ♥ yakamoz ♥, Nov 28, 2010.

  1. مدیر ارشد Staff Member ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    Joined:
    Oct 21, 2015
    Messages:
    20,060
    Likes Received:
    84,744
    Trophy Points:
    244
    Gender:
    Female
    [​IMG]



    جایی نرو ! بچرخ فقط در مدار من !
    ای ماه …! ای ستاره ی دنباله دار من

    باید جهان و نظم قدیمش عوض شود
    هر کار می کنم که تو باشی کنار من

    دادم عنان زندگی ام را به عشق تو
    از اختیار عقل گذشته است کار من

    چون سنگ کوچکی ته یک رودخانه ام
    اینگونه است در غم تو روزگار من

    حالا بیا و مثل نسیمی عبور کن
    از گیسوان مضطرب بی قرار من

    حالابیا و ساده ترین حرف را بزن
    پایان بده به سخت ترین انتظار من …!!


    شیرین خسروی
     
    gandomm, سایه and m naizar like this.
  2. كاش قلبم درد پنهاني نداشت

    چهره ام هرگز پريشاني نداشت

    كــــاش برگ آخر تقويم عشق

    خبر از يك روز باراني نداشت

    كاش مي شد راه سخت عشق را

    بي خطر پيمود و قرباني نداشت

    كاش ميشد عشق را تفسير كرد

    دست و پاي عشق را زنجير كرد
     
    gandomm, سایه and m naizar like this.
  3. کاربر ارزشمند❤

    Joined:
    Dec 12, 2015
    Messages:
    3,508
    Likes Received:
    28,306
    Trophy Points:
    128
    Gender:
    Female
    من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
    یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی
    دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
    تا ندانند حریفان که تو منظور منی
    دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
    تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
    تو همایی و من خسته بیچاره گدای
    پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
    بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
    ور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منی
    مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی
    تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی
    مست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهول
    مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی
    تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
    باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی
    من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
    غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی
    خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
    سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی
     
    سماع شمس, gandomm and m naizar like this.
  4. کاربر فعال

    Joined:
    Jan 4, 2016
    Messages:
    373
    Likes Received:
    1,614
    Trophy Points:
    113
     
    Last edited: Jan 31, 2016
    !!!OMID!!!, m naizar and yasamann like this.
  5. کاربر ارزشمند❤

    Joined:
    Dec 12, 2015
    Messages:
    3,508
    Likes Received:
    28,306
    Trophy Points:
    128
    Gender:
    Female
    ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستم

    از لذت حضورت ، می را نخورده مستم


    آیا تو میپذیری ، عشق خدائیم را؟

    تا این که بر نتابی ، دیگر جدائیم را


    آب روان به ماهی ، گفتا که باشد اما

    لطفا بده مجالی ، تا صبح روز فردا


    باید که خلوتی با ، افکار خود نمایم

    اینجا بمان که فردا ، با پاسخت بیایم


    ماهی قبول کرد و ، آب روان گذر کرد

    تنها برای یک شب ، از پیش او سفر کرد


    وقتی که آمدش باز ، تا این که گوید آری

    یک حجله دید و عکسی ، بر آن به یادگاری


    خود را ز پیش ماهی ، دیشب که برده بودش

    آن شاه ماهی عشق ، بی آب مرده بودش


    نالید و یادش افتاد ، از ماهی آن صدایی

    وقتی که گفت با عشق ، می میرم از جدایی


    ای کاش آب می ماند ، آن شب کنار ماهی..

    ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی!!


    آری من و شما هم ، مانند آب و ماهی..
    یک لحظه غفلت از هم ، یعنی همین جدایی!!
     
    سماع شمس, gandomm and m naizar like this.
  6. کاربر ارزشمند❤

    Joined:
    Dec 12, 2015
    Messages:
    3,508
    Likes Received:
    28,306
    Trophy Points:
    128
    Gender:
    Female
    گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد
    هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد

    بی‌تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد
    دردِ دل با سایه‌ی دیوار آرامم نکرد

    خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد
    خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد

    سوختم آن‌گونه در تب، آه از مادر بپرس
    دستمالِ تب‌بُر نم‌دار آرامم نکرد

    ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت
    عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد
     
  7. کاربر ارزشمند❤

    Joined:
    Dec 12, 2015
    Messages:
    3,508
    Likes Received:
    28,306
    Trophy Points:
    128
    Gender:
    Female
    عاشقی دیدم که از معشوقه حسرت می خرید
    تکه تکه قلب را می داد و مهلت می خرید

    تا سحر بیدار بود و با زبانِ عاشقی
    جرعه جرعه شعر می نوشاند و لکنت می خرید

    لابلای دوزخِ شبهای حسرت زای خویش
    در خیالاتش، کنارِ یار، جنّت می خرید

    در کنارِ سفره ی خالی، برای عشقِ خود
    از خدای مهربانِ خویش برکت می خرید

    لحظه لحظه ساعتش را می شکست و بعد از آن
    لحظه ها را می شمرد و باز ساعت می خرید

    قسمتش چیزی به جز تنها شدن گویا نبود
    از قضا، در کوچه ی تقدیر، قسمت می خرید

    متهم می شد میانِ خلق، اما باز هم
    آبرو می داد و جایش، بارِ تهمت می خرید

    نامِ شاعر را نگویم تا نباشد غیبتش
    بینوا در شهر می گشت اسارت میخرید
     
  8. کاربر ارزشمند❤

    Joined:
    Dec 12, 2015
    Messages:
    3,508
    Likes Received:
    28,306
    Trophy Points:
    128
    Gender:
    Female
    درد یعنی بزنی دست به انکار خودت
    عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت
    به خدا درد کمی نیست که با پای خودت
    بدنت را بکشانی به سر دار خودت
    کاروان رد بشود، قصه به آخر برسد
    بشوی گوشه ای از چاه خریدار خودت
    درد یعنی لحظاتی به دلت پشت کنی
    بشوی شاعر و یک عمر بدهکار خودت
    درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
    بگذاری برود! آه... به اصرار خودت!
    بگذاری برود در پی خوشبختی خود
    و تو لذت ببری از غم و آزار خودت
    درد یعنی بروی ، دردسرش کم بشود
    بشوی عابر آواره ی افکار خودت
    اینکه سهم تو نشد درد کمی نیست ولی
    درد یعنی بزنی دست به انکار خودت...
     
    سماع شمس and gandomm like this.
  9. کاربر ارزشمند❤

    Joined:
    Dec 12, 2015
    Messages:
    3,508
    Likes Received:
    28,306
    Trophy Points:
    128
    Gender:
    Female
    تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
    او که هرگز نتوان یافت همانندش را

    منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
    غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

    از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
    هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

    مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
    هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

    مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
    مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

    عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
    به تو اصرار نکرده است فرایندش را

    قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
    مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

    حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
    بفرستند رفیقان به تو این بندش را :

    منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
    لای موهای تو گم کرد خداوندش را
     
    سماع شمس likes this.
  10. کاربر فوق حرفه ای

    Joined:
    Oct 10, 2015
    Messages:
    3,455
    Likes Received:
    4,066
    Trophy Points:
    113
    Gender:
    Male
    Occupation:
    کارشناس نظام مهندسی
    برخیز


    برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست


    گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست


    آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک


    جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست


    این قافله از قافله سالار خراب است


    اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست


    تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش


    دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست


    من در پی خویشم، به تو بر می خورم اما


    آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست


    آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است


    حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست


    امروز که محتاج توام، جای تو خالیست


    فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست


    در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است


    وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست


    هوشنگ ابتهاج

     
    سایه and yasamann like this.