1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

شاعرانه ها * مشاعره با شاعران منتخب *

شروع موضوع توسط مرهم ‏21/1/21 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    حلقه زلف تو، سرمایه هر سودایی است
    غمزه مست تو، سر فتنه هر غوغایی است

    راز سر بسته زلفت، مگشا، پیش صبا
    که صبا هم نفسش هرکس و هر دم جایی است

    صورت خط تو در خاطر من می‌گذرد
    باز سر برزده از خاطر من سودایی است

    درد بالای تو چینم، که از آن بالاتر
    نتوان گفت، که در بزم فلک، بالایی است

    هر کسی را نظری باشد و رایی و مرا
    دیدن روی تو رای است و مبارک رایی است

    دل سودا زده در عهد تو بستیم و برین
    عهدها رفت و نگویی که مرا شیدایی است

    از انوری لطفا
     
    M @ H @ K و hossein2 از این پست تشکر کرده اند.
  2. من با تو که عشق جاودانی دارم
    یک مهر و هزار مهربانی دارم
    با من صنما چو زندگانی نکنی
    من بی‌تو بگو چه زندگانی دارم​

    از عنصری لطفا
     
    M @ H @ K و f@rid69 از این پست تشکر کرده اند.
  3. مدیر بازنشسته☕

    تاریخ عضویت:
    ‏19/10/20
    ارسال ها:
    2,877
    تشکر شده:
    11,281
    امتیاز دستاورد:
    196
    جنسیت:
    مرد
    چون میگذرد کار چه آسان و چه سخت
    وین یکدم عاریت چه ادبار و چه بخت
    چون جای دگر نهاد می باید رخت
    نزدیک خردمند چه تابوت و چه تخت

    ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری


    از شرف‌الزمان قطران عضدی تبریزی لطفا
     
    M @ H @ K و f@rid69 از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    ای دل تو را نگفتم کز عاشقی حذر کن
    بگذار نیکوان را وز مهرشان گذر کن

    چون روی خوب دیدی دیده فراز هم نه
    چون تیر عشق بارد شرم و خرد سپر کن

    فرمان من نبردی فرجام خود نجستی
    پنداشتی که گویم هر ساعتی بتر کن

    هر گام عاشقی را صدگونه درد و رنج است
    گر ایمنی‏ت باید، از عاشقی حذر کن


    افشین ید الهی لطفا
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  5. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,062
    تشکر شده:
    84,746
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    “تو” با قلب ویرانه من چه کردی؟
    ببین عشق دیوانه من چه کردی

    در ابریشم عادت آسوده بودم…
    تو با “بال” پروانه ی من چه کردی؟

    ننوشیده از جام چشم تو مستم…
    خمار است میخانه ی من…چه کردی؟

    مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
    تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟

    مرا خسته کردی و خود خسته رفتی…
    سفر کرده ، باخانه ی من چه کردی؟

    جهان من از گریه ات خیس باران…
    تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟

    از سیمین بهبهانی لطفا
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  6. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    مرا هزار امید است و هر هزار تویی
    شروع شادی و پایان انتظار تویی
    بهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشت
    چه بود غیر خزان‌ها اگر بهار تویی
    دلم ز هر چه به غیر از تو بود خالی ماند
    در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی
    شهاب زودگذر لحظه‌های بوالهوسی است
    ستاره‌ای که بخندد به شام تار تویی

    مریم حیدر زاده لطفا
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,062
    تشکر شده:
    84,746
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
    بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

    گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
    گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

    از امیرمعزی لطفا
     
    f@rid69 از این پست تشکر کرده است.
  8. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏23/5/20
    ارسال ها:
    3,263
    تشکر شده:
    15,258
    امتیاز دستاورد:
    116
    جنسیت:
    مرد
    بر خاک سر کوی تو ای عشق پرست
    تنها نه منم فتاده شوریده و مست

    چون من به سر کوی تو صد عاشق هست
    از پای بیفتاده و جان بر کف دست


    از فریدون مشیری لطفا
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.

  9. ای دل من گرچه در این روزگار
    جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام
    باده رنگین نمی‌بینی به جام
    نقل و سبزه در میان سفره نیست
    جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
    ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
    ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
    ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
    گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
    هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

    لطفا از سناعی
     
    M @ H @ K از این پست تشکر کرده است.
  10. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت ✪مدیر ارشد✪ ~✿~

    تاریخ عضویت:
    ‏21/10/15
    ارسال ها:
    20,062
    تشکر شده:
    84,746
    امتیاز دستاورد:
    244
    جنسیت:
    زن
    منظورتون سنایی هست دیگه؟



    باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را
    باز بر خورشید پوش آن جوشن شمشاد را

    باز چون شاگرد مومن در پس تخته نشان

    آن نکو دیدار شوخ کافر استاد را

    ناز چون یاقوت گردان خاصگان عشق را

    در میان بحر حیرت لولو فریاد را

    خویشتن بینان ز حسنت لافگاهی ساختند

    هین ببند از غمزه درها کوی عشق آباد را

    هر چه بیدادست بر ما ریز کاندر کوی داد

    ما به جان پذیرفته‌ایم از زلف تو بیداد را

    گیرم از راه وفا و بندگی یک سو شویم

    چون کنیم ای جان بگو این عشق مادرزاد را

    زین توانگر پیشگان چیزی نیفزاید ترا

    کز هوس بردند بر سقف فلک بنیاد را

    قدر تو درویش داند ز آنکه او بیند مقیم

    همچو کرکس در هوا هفتاد در هفتاد را

    خوش کن از یک بوسهٔ شیرین‌تر از آب حیات

    چو دل و جان سنایی طبع فرخ‌زاد را

    از
    دقیقی لطفا


     
    hossein2 از این پست تشکر کرده است.